عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

285

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

يكى كه دروغ زن است وى را مرگ برسد فابوا ذلك نكردند و سروا زدند كه دروغ زنان ايشان بودند و خود ميدانستند . پس رب العالمين ايشان را تهديد كرد گفت : - وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ - اللَّه دانا است بظالمان ، و چنانچه بظالمان داناست به ديگران داناست ، اما فائده تخصيص آنست كه سخن بر مخرج تهدّد است ، چنانك مردم مجرم را گويى - انا عارف بك ، آرى من ترا مىشناسم يعنى - عاقبتك - مىنمايد به اين سخن كه وى را عقوبت كند . روى ابو ذر رض قال قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم : - « لا تقوم الساعة حتى تروا من البلاء حتى يرى الحىّ الميت على اعواده - فيقول ليتنى كنت مكان هذا ، و يقول القائل و هل تدرى على ما يقدم ؟ فيقول كائن ما كان . » ميگويد - چون رستخيز نزديك گردد بلاها و فتنه‌ها بينيد كه روى بشما نهد ، چنانك زنده مرده را بر جنازه بيند گويد اى كاشك بجاى او من بودمى ديگرى گويد چه دانى كه بر چه ميرود بر سعادت يا بر شقاوت ! جواب دهد كه بهر چه ميرود بهر صفت كه هست ! اين از آن گويد كه بلاها و فتنه‌ها و بى رسميها روى بخلق نهد ، و آن بيند و شنود كه نتواند ديد و شنيد ، و دل و دين وى را زبان دارد ، و با اين همه مرد تمام اوست كه بر بلاها صبر كند و مرگ بآرزو نخواهد اتباع سنة مصطفى را كه گفت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم : - « لا يتمن احدكم الموت لضرّ نزل به و لكن ليقل اللّهم احينى ما كانت الحياة خيرا لى ، و توفّنى اذا كانت الوفاة خيرا لى . وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ - ابن عباس گفت - اين كنايت از جهودان وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا . . . كنايت از گبران ، ميگويد - جهودان از همه مردمان بر زندگانى حريص‌تراند و از گبران هم حريص‌اند ، و هيچكس نيست كه زندگانى دوست تر دارد ازين گبران ، و زينجاست كه تحيّت ايشان با يكديگر آنست كه گويند - « زه هزار سال ! » پس هر كه اين تحيّت گويد بر آئين و رسم گبران است اما تحيت مسلمانان تحيت اهل بهشت است و آن - سلام كردن - است . مصطفى ع گفت « السّلام تحية لملّتنا و امان لذمّتنا » و سنت چنانست كه سوار بر پياده سلام كند ،