عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

283

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ لَمَّا جاءَهُمْ و آن گه كه آمد بايشان رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فرستادهء از نزديك خداوند مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ استوار گير و گواه آن كتاب را كه با ايشانست نَبَذَ بيوكند فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ گروهى ازيشان كه تورية دادند ايشان را ، كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كتاب خداى - تورية - پس پشت انداختند كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ مانند آنك نميدانند كه تورية سخن خدا است . وَ اتَّبَعُوا وانگه پس روى كردند ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ آن چيز را كه شياطين خواندند عَلى بر عهد مُلْكِ سُلَيْمانَ و در زمان او وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ و هرگز سليمان كافر نبود وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا و لكن شياطين كافر شدند ، يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ جادوى در مردمان ميآموزند . وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ و نيز پس روى كردند آن چيز را كه فرستاده آمد بر آن دو فريشته ، بِبابِلَ شهر بابل هارُوتَ وَ مارُوتَ نام آن دو فرشته هاروت و ماروت ، وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ و ايشان جادوى در هيچكس نياموزند ، حَتَّى يَقُولا تا آن گاه كه بيشتر گويند إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ ما آزمون خلق ايم از خداى ، فَلا تَكْفُرْ كافر مشو بپذيرفتن باطل فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما و مىآموزند از آن دو فريشته ، ما يُفَرِّقُونَ بِهِ چيزى كه با آن جدايى كنند بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ ميانهء مرد و جفت وى ، وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ و نمىگزايند كس را ، به آن و جدايى نمىاوكنند إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ مگر بخواست خداى وَ يَتَعَلَّمُونَ و مىآموزند ما يَضُرُّهُمْ چيزى كه ايشان را در اين گزند نمايد ، وَ لا يَنْفَعُهُمْ و ايشان را در دين به كار نيايد ، وَ لَقَدْ عَلِمُوا و نيك دانسته‌اند لَمَنِ اشْتَراهُ كه هر كه سحر را خرد و پسندد ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ