عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
275
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و بخانهء آن مرد انصارى رفتم ، و سه شب با وى بماندم ، و در اعمال وى انديشه ميكردم ، نديدم از وى عمل بسيار ، اما اندر ميانهء شب هر گه كه بيدار شدى ذكرى و تسبيحى بر زبان وى برفتى ، و بوقت نماز بامداد برخاستى و وضويى تمام كردى . پس عبد اللَّه گفت چون عبادت فراوان از وى نديدم آنچه شنيده بودم از مصطفى ع با وى راندم و گفتم چه عمل دارى بيرون ازين كه موجب اين ثواب است ؟ قال - لا اجد فى نفسى غلّا لاحد من المسلمين ، و لا احسده على خير اعطاه اللَّه اياه . قال له عبد اللَّه - هذا الذى بلغك و هى الّتى لا نطيق . فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ - دو خشم خداوند بريشان : يكى بدانك به عيسى كافر شدند ، و ديگر آنكه به محمد كافر شدند . سدى گفت - يك خشم بدانك عبادت گوساله كردند ، ديگر آنك با محمد كافر شدند و قرآن قبول نكردند . و گفتهاند : يك خشم بدانست كه به محمد كافر شدند ، و ديگر بآنك گفتند يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ - يد خداوند بسته است ، كه روزى بر ما تنگ كرده است ، و نبوت از ما باز گرفته ، رب العالمين گفت غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ دست ايشان به بستند تا هرگز ازيشان كسى نبينى كه نفقه فراخ كند بر خويشتن يا بر كسى ، مگر اندكى ، وَ لُعِنُوا بِما قالُوا و لعنت كردند بريشان به آنچه گفتند ، آنكه گفت - بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ - بلكه دو دست خداوند گشاده است ، نفقه مىكند چنانك خواهد ، يد اثبات كرد و غلّ نفى كرد . و روايت درست است از مصطفى ع كه گفت - يد اللَّه ملأى لا تغيضها نفقة سخاء الليل و النّهار . أ رأيتم ما انفق منذ خلق السماوات و الارض ؟ فانّه لم ينقص ما فى يمينه ، و عرشه على الماء ، و بيده الأخرى الميزان يخفض و يرفع . آن گه گفت وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ مُهِينٌ - تا بدانى كه عذاب موحّدان تأديب و تطهير است ، نه اخزاء و اهانت . عَذابٌ مُهِينٌ كافرانراست ايشان كه جاويد در دوزخ بمانند ، و مؤمنانرا اگر عذابى رسد بر سبيل تمحيص و تكفير بود يك چندى ، وانگه از پس آن رحمت ابدى و