عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

256

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

باليدن آن ، أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ اشارتست ببار آن درخت و رسيدن ميوهء آن . اين آن درخت است كه رب العالمين گفت و جاى ديگر از آن خبر داد كه أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها ثمرهء اين درخت نه چون ثمرهء ديگر درختان است كه از سال تا بسال يك بار ميوه آرد ، بلكه اين درخت هر ساعتى بلكه هر لحظهء نو ميوهء آرد ، هر يكى برنگى ديگر و بطعمى ديگر و بويى ديگر . حلاوت عابدان از بار اين درخت است ، سور دل مريدان از بار اين درخت است ، صفاء وقت عارفان از بار اين درخت است . امروز در سراى خدمت بر بساط طاعت ايشانراست بهشت عرفان لا مصروفة عنهم و لا محجوبة ، و فردا در سراى وصلت بر بساط ولايت ايشانراست بهشت رضوان لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ . وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ - آن عهد و پيمان كه با بنى اسرائيل رفت و در تحصيل اين خصال پسنديده و تعظيم شرائط درين معظم آن در آيت مذكور است . در شرع ما همان عهد است و با مؤمنان اين امت همان پيمان ، و حاصل آن دو كلمه است : التعظيم لامر اللَّه و الشفقة على خلق اللَّه - فرمان خداى را تعظيم نهادن ، و بر خلق خداى شفقت بردن ، وانگه در آن تعظيم صدق بجاى آوردن ، و درين شفقت رفق كردن . و حقيقت عبوديت همين است . چنانك گفته‌اند - حقيقة العبودية الصدق مع الحق و الرفق مع الخلق - مصطفى ع دانست كه اين صدق و آن رفق كارى عظيم است و بارى گران ، و آدمى در تحصيل آن نكوشد و رغبت ننمايد مگر كه در آن ثواب بيند و بفلاح و نجات رسد ، لا جرم بتفصيل ثواب آن يك يك باز گفت و مؤمنان را به آن ترغيب داد ، و ذلك فيما روى سعيد بن المسيب عن عبد الرحمن بن سمرة قال - قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم : لقد رأيت الليلة عجبا ، رأيت رجلا من امتى اتاه ملك الموت ليقبض روحه فجاءه برّه بوالديه فدرأه عنه ، و رأيت رجلا من امّتى قد استوحشه الشياطين فجاءه ذكر اللَّه عز و جل فخلّصه من بينهم ، و رأيت رجلا من امّتى قد بسط عليه عذاب القبر فجاءه وضوئه فاستنقذه منه و رايت رجلا من امّتى قد أخذته الملائكة العذاب فجاءه صلوته فاستنقذته من ايديهم ، و رأيت رجلا من امتى يلهث عطشا كلّما أتى حوضا منع ، فجاءه صيام شهر رمضان