عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
250
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ . . . - پيمان ستديم از بنى اسرائيل در تورية ، و با ما عهد كردند لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ - مكى و حمزه و كسايى بياء خوانند يعنى تا نه پرستند جزز اللَّه باقى بتا خوانند ، و معنى آنست كه ايشان را گفتيم در پيمان كه - لا تعبدون الا اللَّه - تا نه پرستيد مگر اللَّه . معاذ جبل مصطفى را گفت : « يا رسول اللَّه اوصنى . فقال - اعبد اللَّه و لا تشرك به شيئا . قال - يا رسول اللَّه زدنى ، قال اذا اسأت فاحسن ، قال يا رسول اللَّه زدنى قال - استقم و ليحسن خلقك . » و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم « يقول اللَّه تعالى يا ابن آدم ، انا بدّك اللازم فاعمل لبدّك ، كل الناس كلّ منهم بدّ و ليس لك منى بدّ » . وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً - و در پيمان وصيت كرديم ايشان را بنواختن پدر و مادر ، نواخت مادر و پدر در توحيد پيوست ايدر و جايهاى ديگر در قرآن . قال اللَّه تعالى وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً . وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً - و رضاء خود در رضاء ايشان بست در سنت . چنانك در خبر است : - رضاء اللَّه فى رضا الوالدين و عقوق ايشان از كبائر كرد ، چنانك مصطفى را از كبائر پرسيدند فقال - الشرك باللَّه و قتل النفس و عقوق الوالدين و قول الزور - و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت : - نيكى كردن با مادر و پدر فاضلتر است از نماز و روزه و حج و عمره و غزاء ، و گفت - چه زيان دارد اگر كسى صدقه دهد و به مزد مادر و پدر دهد تا ايشان را ثواب باشد و از ثواب وى چيزى نكاهند . و مردى در پيش مصطفى ع شد گفت : - يا رسول اللَّه من گناهى عظيم كردهام مرا توبه هست يا نه ؟ مصطفى گفت : - مادر دارى ؟ گفت نه . گفت خواهر مادر دارى ؟ گفت دارم گفت شو با وى نيكى كن . وَ ذِي الْقُرْبى - و ايشان را وصيت كرديم بنواختن خويشان و نيكويى كردن با نزديكان . در خبرست كه - هر كه عمر دراز خواهد و روزى فراخ با خويشاوندان نيكويى كند - و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - « لمّا خلق اللَّه تعالى الرحم قامت فاخذت به حق الرحمن ، فقال لها مه - قالت هذا مقام العائد بك من القطيعة - قال الا ترضين ان اصل من وصلك و اقطع من قطعك . » و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حكاية عن اللَّه تعالى - انا الرحمن و هى الرحم شققت لها اسما من اسمى ، فمن