عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

248

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قومى معتزله به ظاهر اين آيت تمسك كردند و بر عموم براندند و گفتند اهل كبائر و فسق جاويد در دوزخ بمانند به حكم اين آيت . و جواب اهل حق آنست كه ظاهر آيت عام است اما بمعنى خاص است . كه جاى ديگر ميگويد : - وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ - اينان كه در تحت مشيّت‌اند اصحاب كبائر و فسق و معاصىاند لا محاله ، اگر ايشان گويند - اينان كه در تحت مشيّت‌اند تائبان‌اند ، اين تأويل درست نيست كه تائبان را چنين وعيد نيايد ، از بهر آنك ايشان بى گمان رستگارانند . و اگر گويند - كه اصحاب صغائرند ، هم درست نيست ، از بهر آنك صغيره بمذهب ايشان به شرط اجتناب كبائر مغفور است ، پس حمل آيت بر آن بعيد است . و اگر گويند كه منافقان‌اند ، منافق خود در درك اسفل است ، چنانك قرآن از آن خبر ميدهد و صحابهء رسول بكفر ايشان گواهى ميدهند . و اگر گويند كه كافران و مشركان‌اند اين كافران على القطع جاويد و در آتش‌اند و آن كس كه جاويد در آتش است نگويند او را كه در تحت مشيّت‌اند ، بماند اينجا در تحت آيت اصحاب كبائر و اهل فسق و معاصى كه هم ايمان دارند و هم فسق ، ايشانند كه در تحت عدل و فضل حق‌اند اگر بايشان بفضل نگرد ايشان را بفسق و معصيت خويش به آتش فرستد ، اما جاويد در آتش بنمانند ، كه بشفاعت رسول ايشان را آخر بيرون آرد . و دليل بر آنك بنده بفسق و معاصى از ايمان بيرون نشود آنست كه رب العالمين گفت : - فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ كفارهء قتل را واجب كرد كه گردنى مؤمنه آزاد كند پس اگر آن گردن فاسقه باشد هم رواست . و كفارت را بجاست و اگر بفسق ايمان نماندى روا نبودى . و گفته‌اند كه اگر بافسق و معصيت ايمان بنماندى با خدمت و طاعت كفرهم نماندى ، پس اتفاق است كه به خدمت و طاعت از بنده حكم كفر بر نخيزد ، همچنين بفسق و معصيت بايد كه از بنده حكم ايمان بر نخيزد . پس معلوم شد كه آيت مخصوص است و سيّئة و خطيئة درين آيت بمعنى كفر و شرك است چنانك جايى ديگر گفت وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ - يعنى انواع الكفر فكذلك هاهنا . وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ - پس از ذكر كافران و رسيدن ايشان