عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

241

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ناز ، گريستن از حسرت بهرهء يتيم و گريستن شمع بهرهء ناز ، از ناز گريستن چون بود اين قصه‌ايست دراز . » النوبة الاولى قوله تعالى : أَ وَ لا يَعْلَمُونَ نميدانند ايشان أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ كه اللَّه ميداند ما يُسِرُّونَ آنچه نهان ميدارند وَ ما يُعْلِنُونَ 77 و آنچه آشكارا ميكنند . وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ و هست از جهودان قومى كه نويسنده نه‌اند لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ تورية ندانند از نوشته ، إِلَّا أَمانِيَّ مگر چيزى خوانند از فراشنيده ، وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ 78 و نيستند مگر بر پنداره كه مىپندارند و گمان مىبرند . فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ ويل ايشان را يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ كه نوشتهء مىنويسند بدست خويش ثُمَّ يَقُولُونَ و آن گه ميگويند هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ اين از نزديك خداست عز و جل لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا تا بفروختن حق به بهاى اندك مىخرند ، فَوَيْلٌ لَهُمْ ويل ايشان را مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ از آن دروغ كه مىنويسند بدست خويش وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ 79 و ويل ايشان را از آنچه ميستانند از رشوت . وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ و گفتند كه نرسد به كسى از ما آتش دوزخ فردا إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً مگر روزى چند شمرده قُلْ پاسخ كن ايشان را و گوى أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً نزديك اللَّه پيمانى گرفته داريد ؟ فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ اگر داريد اللَّه عهد خود را خلاف نكند ، أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ يا بر خداى عز و جل چيزى مىگوييد كه ندانيد . بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً - آرى هر كه بدى كند وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ و در آيد گرد بر گرد وى گناه وى فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ ايشانند كه