عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

238

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و جنّتى ، امكثوا فيها خالدين مخلّدين ، ثم يقبل الى اهل النار ، فيقول يا اهل النار فيقولون صوت ربنا لبيك و سعديك ، قال كم لبثتم فى الارض عدد سنين ؟ قالوا لبثنا يوما او بعض يوم . قال بئس ما انجزتم فى يوم او بعض يوم - غضبى و سخطى و نارى ، امكثوا فيها خالدين مخلدين . » وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا - چون مؤمنانرا بينند گويند ايمان آورديم وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ - و چون با يكديگر رسند گويند كه ايشان را از تورية مى سخن گويند ، و اين آن بود كه كس كس از جهودان كه تورية ميدانستند و نه چنان سخت معاند بودند با رسول خدا ، و نه باز نهاده به شوخى با مسلمانان قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ - ميگفتند در نهان - كه در تورية هست كه محمد پيغامبرست و نعت و صفت او در تورية مذكور است . آن مهينان جهودان كه معاندتر بودند اين ديگران را گفتند - كه چرا ايشان را از تورية مى خبر كنيد - كه محمد رسول است از آن خبرها كه اللَّه شما را گشاد در تورية . عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ - تا فردا نزديك خداوند شما حجت آرند بدان ور شما . پس گفت - أَ فَلا تَعْقِلُونَ - خواهى از قول آن مهينان نه كه كمينان را گفتند ، و خواهى خطاب اللَّه گير با آن مهينان جهودان ، و سديگر وجه ار خواهى ، خطاب مؤمنان نه ، ميگويد - أَ فَلا تَعْقِلُونَ اذ تطمعون - در نمىيابيد كه ايشان سخن من تحريف ميكنند و از جاى خود مىبگردانند ايشان شما را براست ندارند و استوار نگيرند . النوبة الثالثة - قوله تعالى - : وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً - قتل نفس از دو گونه است يكى از روى صورت و يكى از روى معنى ، او كه از روى صورت خود را كشد بعذابى رسد كه عذاب از آن صعبتر نيست و ذلك فى قوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - « من قتل نفسه بسمّ فسمّه فى يده يتحسّاه فى نار جهنم خالدا مخلّدا فيها ابدا ، و من قتل نفسه بحديدة فحديدته فى ديه يجأ بها فى بطنه فى نار جهنم خالدا مخلدا فيها ابدا ، و من تردّى من جبل فقتل نفسه فهو يتردّى فى نار جهنم من جبل خالدا مخلدا فيها ابدا » و آن كس كه خود را بشمشير مجاهدت