عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

217

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بر سر ايشان و آتش از پيش و دريا از پس بسهميدند و از بيم و ترس قبول كردند و بسجود در افتادند ، و در آن حال كه سجود ميكردند در كوه مىنگرستند كه بر زبر ايشان بود و سجود ايشان بيك نيمهء روى بود ، ازينجاست كه جهودان سجود بيك نيمهء روى كنند ، پس رب العالمين آن كوه از سر ايشان باز برد . ايشان گفتند يا موسى سمعنا و اطعنا و لو لا الجبل ما اطعناك - اگر كسى گويد چه ثواب است ايشان را در پذيرفتن كتاب و در آن مضطر بودند و مكره و معلوم است كه به اكراه به ثواب نرسند ؟ جواب آنست كه در التزام مضطر بودند لا جرم ايشان را در التزام ثواب نيست ، امّا بعد از التزام عمل كردند به آن و در عمل مضطر و مكره نبودند ، ايشان را ثواب كه هست در عمل است ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ - اى اعرضتم عن امر اللَّه و طاعته من بعد الميثاق و رفع الجبل - پس از آنكه عهد گرفتيم بر شما كه طاعت دار باشيد و كوه از سر شما باز برديم ، ديگر باره فرمان ما بگذاشتيد و نقض عهد كرديد . فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ - اگر نه فضل خداوند بودى كه شما را فرو گذاشت و مهلت داد و بعقوبت نشتافت تا قومى از شما توبه كردند و از آن تولّى و نافرمانى پشيمان گشتند ، اگر نه اين فضل و رحمت بودى شما از هالكان و زيان كاران بوديد . مصطفى گفت « لا احد اصبر على اذى يسمعه من اللَّه انه يشرك و يدعون له الصاحبة و الولد ، و هو يرزقهم و يعافيهم و يدفع عنهم » و بلال سعد مرا پند دادى و گفتى : - عباد الرّحمن - اربع خصال جاريات عليكم من الرحمن ، مع ظلمكم انفسكم و خطاياكم : امّا رزقه فدار عليكم ، و اما رحمته فغير محجوبة عنكم ، و اما ستره فسائغ عليكم ، و اما عقابه فلم يجعل لكم ، ثم انتم على ذلك تجترئون على الهكم ! - و در قرآن ذكر رحمت فراوان است و جمله آن بده معنى باز گردد : - يكى بمعنى - اسلام - است چنانك رب العالمين گفت - وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ و قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ درين دو آيت اسلام را رحمت خواند از بهر آنك بنده باسلام برحمت خداى ميرسد هم در دنيا هم در عقبى . ديگر رحمت است بمعنى - رزق - چنانك گفت ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ ، و نام رحمن جل جلاله ازينجاست يعنى كه روزى دهندهء