عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

208

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

زدند . گفته‌اند - اين خوارى آنست كه چون ازيشان جزيت ستانند ايشان را بر پاى بدارند و گريبان فراز گيرند و سيلى زنند . وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ - بخشمى از اللَّه باز گشتند ، اينجا يك خشم گفت و جاى ديگر دو خشم - فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ . اهل تأويل غضب خداى را بر انتقام و عقوبت مىنهند . و تأويل در صفت تعريض است ، مذهب اهل حق آنست كه خداى را عز و جل غضب است و در آن غضب از ضجر پاك است نه چون غضب مخلوقان كه با ضجر است . شافعى گفت - لا يقاس بالنّاس - نه او را با خلق در قياس مىنهند تا غضب او با ضجر دانند چنانك غضب ايشانست ، اللَّه را غضب صفت است و خشنودى صفت است و در هر دو قيّوم است و بدين صفت جز وى خداوند نيست و خلق را درين با وى مانندگى نيست . ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ - الّتى انزلت على محمد و موسى و عيسى ، لانهم كفروا بالجميع ، خشم و لعنت خداوند بريشان به آنست كه پيغامبران را استوار نميگرفتند و حجت توحيد و علامات نبوت كه بر زبان موسى و عيسى و محمد فرستادند قبول نميكردند . وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ - و پيغامبران خود را بنا حق ميكشتند چنانك شعيا و زكريا و يحيى را كشتند . يروى انّ اليهود قتلوا سبعين نبيّا فى اول النّهار و قامت سوق بقلهم من آخر النهار - و روايت كرده‌اند كه جهودان هفتاد پيغمبر در اول روز بكشتند و چندين زاهدان برخاستند تا امر معروف كنند و ايشان را از آن قتل باز دارند و در آخر روز ايشان را نيز بكشتند . ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ - اى ذلك الكفر و القتل بشؤم معاصيهم ، آن كفر كه مىآوردند و آن قتل كه ميكردند از شومى نافرمانى و تباهكارى ايشان بود و از اندازه در گذشتن ايشان . النوبة الثالثة - قوله تعالى وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ الآية - اشارت بلطف و كرم