عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
11
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و گفتهاند الحمد از روى ظاهر اخبار است اما در ضمن آن سؤال است و تعرض عفو اللَّه است بر طريق تعظيم و اجلال ، بر مقتضى آن خبر كه مصطفى ( ع ) گفت « من شغل بذكرى عن مسئلتى اعطيته افضل ما اعطى السائلين » و اللَّه خود را در قران هفده جاى حميد خواند و حميد ستودنى است و ستوده . و معنى حميد در نامهاى او آنست كه او را البته نام نتوان برد و نشان نتوان داد و سخن نتوان گفت مگر بستايش . قال بعضهم : « الحمد اسم الفردانيّة لا يوصف الا بالمجد و لا ينسب اليه الّا الشكر و لا يتكلّم فيه و لا يسمّى الا بالمدح » . و الحمد للَّه ربّ العالمين - در قرآن شش جاى است : يكى اينست ، و دوّم در سورة الانعام فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا مشركان مكه را ميگويد بريده شد دنبال ايشان و بيخ آن گروهى كه بر خويشتن ستم كردند . به آنچه ما را انباز گفتند ، پس گفت وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . اين كار را پس آوردى نيست و نه از آن پشيمانى . اين هم چنان است كه گفت وَ لا يَخافُ عُقْباها . و سوّم در سورة يونس در صفت بهشتيان گفت وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ آخر گفت ايشان در هر سخن كه گويند - الحمد للَّه رب العالمين - يعنى در هر چه در خواهند و باز خواهند بجاى آزادىاند هر چه خواهند يابند و بهرچه پيوسند « 1 » رسند بجاى شكراند و بجاى تهنيت . و چهارم در آخر سورة الزّمر وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ كار بر گزاردند ميان آفريدگان براستى و داد . يعنى اللَّه بر گزارد و خود گفت الْحَمْدُ لِلَّهِ كه در اين برگزاردن نه تردد است نه از آن پشيمانى . و پنجم در سورة المؤمن فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . و ششم در خاتمت و الصّافات وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . و روى انّ النبي صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قال « كلّ امر ذى بال لم يبدأ فيه بالحمد اقطع . » ابو بكر وراق گفت : « دو حرف است در ابتداء كتاب خداوند جلّ جلاله باء بسم اللَّه و لام الحمد للَّه كه وجود همه موجودات و ثبوت همه مخلوقات در معنى آن بست ، كانّه
--> ( 1 ) پيوس : اميد و طمع . پيوسيدن - اميد داشتن ( رشيدى )