عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

195

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بود تا به مسجد اقصى ، و از مسجد اقصى تا به آسمان دنيا ، و از آسمان دنيا تا بسدرهء منتهى از سدرهء منتهى تا بقاب قوسين او ادنى . فرقست ميان سفر كليم و سفر حبيب ، كليم بطور رفت تا وى را گفتيد وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا حبيب به حضرت رفت - تا از بهر وى گفت - دَنا فَتَدَلَّى - از قرّبناه - تا دنا - راه دورست و او كه اين بصر ندارد معذور است . وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً - موسى از ميان امت خويش چهل روز بيرون شد ، امت وى گوساله پرست شدند و اينك امت محمد پانصد و اند سال گذشت « 1 » تا مصطفى ع از ميان ايشان بيرون شده ، و دين و شريعت او هر روزه تازه‌تر ، و مومنان بر راه راست و سنت او هر روز پاينده‌تر ، بنگر پس از پانصد سال « 2 » ركن دولت شرع او عامر ، عود ناضر ، شاخ مثمر ، شرف مستعلى ، حكم مستولى . نيست اين مگر عزّ سماوى و فر خدايى ، و لطف ازلى و مهر سرمدى ، در هر دل از سنت وى چراغى و در هر جان از مهر وى داغى بر هر زبان از ذكر وى نوايى ، در هر سر از عشق وى لوائى ، من اشد امتى لى حبّا ناس يكونون بعدى يودّ احدهم باهله و ماله - نه از گزاف مصطفى ايشان را برادران خواند ، و خود را ازيشان شمرد ، و ايشان را از خود ، فقال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم « اين اخوانى الذين انا منهم و هم منى ، ادخل الجنّة و يدخلون معى » لطيفة اخرى يتعلق بهذه الآية - موسى ع كه بميعاد حق پيوست و آن سفر در پيش درگرفت هارون را خليفهء خود ساخت و امت را بوى سپرد ، گفت اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي - لا جرم در فتنه افتادند ، و سامرى ايشان را از راه حق برگردانيد . و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به آخر عهد كه طلعت مبارك وى را مركب مرگ فرستادند ، و الهيّت بنعت عزت آن طلعت را از مركب مرگ در ربود . و در كنف احديت گرفت ، بلال مؤذن در سرّ بوى بگفت « هلّا استخلفت علينا ؟ » قال « اللَّه خليفتى فيكم » - امت خود باحديت سپرد ، احديت ايشان را در قباب حفظ بداشت ، لا جرم اگر متمردان عالم و شياطين الانس و الجن

--> ( 1 ) فى نسخة ج : - « پانصد و اند - يعنى از زمان اين تصنيف ( و تحرير ) اين كتاب شريف هشتصد و اند سال گذشت . » ( 2 ) ايضا فى نسخة ج : - پس از هشتصد سال .