عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
191
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و برحمته المنجية من عقوبته . وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ - مفسران گفتهاند آن گه كه موسى از طور باز آمد خشمناك شد بر قوم خويش به پرستيدن گوساله ، و از خشم لوحها كه در آن تورات نبشته بود بيوكند ، و با برادر و با سامرى سخن درشت گفت ، آن گه گوساله را بسوخت و بر روى آب به پراكند ، و قصه چنانك رفت تا به آخر ، پس موسى بيارميد و خشم وى باز نشست . چنانك رب العالمين گفت وَ لَمَّا سَكَتَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الْأَلْواحَ - موسى آن لوحها برداشت و راهنمونى و بخشايش حق كه در آن بود ايشان را بيان كرد و گفت - من با اللَّه سخن گفتم و از وى سخن شنيدم ايشان گفتند : لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً - فيكلّمنا جهارا و يشهد لك بتكليمه ايّاك - استوار نداريم ترا كه اللَّه سخن گفت با تو ، تا آن گه كه اللَّه را به بينيم تا گواهى دهد ترا بدانك مىگويى موسى ازيشان به حق ناليد گفت - خداوندا تو خود داناترى كه چه ميگويند . رب العالمين گفت ادعهم الى الطور ايشان را بطور خواند ، - فاختار موسى منهم سبعين رجلا - موسى هفتاد مرد را برگزيد ازيشان و ايشان را روزه و طهارت و غسل فرمود و پاكى جامه ، پس ايشان را بطور برد . گفتند - يا موسى نريد ان نسمع كلام ربنا - خواهيم تا سخن خداوند خويش بشنويم . موسى گفت بر جاى خود مىباشيد تا ميغ در كوه گيرد و نداء حق شنويد آن گه نزديك شويد و بسجود در افتيد ، پس موسى بكوه برآمد و حجابى پيدا شد ميان ايشان و ميان موسى تا موسى را نه بينند ، كه موسى هر آن گه كه با حق سخن گفتى نورى بر وى تافتى كه هيچكس از آدميان طاقت نداشتى كه در وى نگرستى ، چون خداوند عز و جل با موسى سخن در گرفت ايشان بسجود افتادند ، و كلام حق بشنودند و امر و نهى بدانستند ، و از حق شنيدند كه گفت « انا اللَّه ربكم لا إله الا انا الحى القيوم لا إله الا انا ذو بكة اخرجتكم من ارض مصر ، فاعبدونى و لا تعبدوا غيرى » و يروى عن مقاتل - انه قال فسمعوا من السحابة صوتا مثل صوت السنّور - پس چون موسى از مناجات فارغ شد و با نزديك ايشان آمد ، ايشان گفتند - يا موسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً - تا خداى را عز و جل معاينه نه بينيم به تو ايمان نياريم ، در آن حال