عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

173

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

صنعنا ما امر اللَّه عزّ و جل . وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ - اين - هاء - كنايت نماز است خصها بالذكر لانها الاغلب و الافضل و الاعم . ميگويد - اين نماز شغلى بزرگ است و كارى گران . إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ اى الخائفين المؤمنين حقا ، مگر بر ترسندگان و مؤمنان براستى و درستى . خشوع بيمى است با هشيارى و استكانت ، خاطر را از حرمت پر كند و اخلاق را تهذيب كند ، و اطراف را ادب كند ، و خشوع هم در علانيت است و هم در سرّ ، در علانيت ايثار تحمل است و در سر تعظيم و شرم . الَّذِينَ يَظُنُّونَ - ظنّ را دو معنى است - هم يقين و هم شك و ، در قرآن جايها ظن است بمعنى يقين و ذلك فى قوله تعالى إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ و ظن بمعنى - شك - آنست كه گفت إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ و عرب كه يقين را ظن گويد از بهر آن گويد كه اول دانش پنداره بود تا آن گه كه بى گمان شود . معنى آيت آنست كه نماز بارى گرانست بر آن كس كه برستاخيز ايمان ندارد و بديدار اللَّه اميد ندارد و از رسيدن بر اللَّه بيم نبود ، اما قومى كه برستاخيز و ثواب و عقاب و بديدار اللَّه ايمان دارند طاعت و عبادت بريشان گران نيايد ، كه گوش به ثواب آن ميدارند و بديدار حق اميد ميدارند و از رسيدن بر اللَّه ببيم ميباشند ، و بحقيقت بدان كه روز رستاخيز آن آشناى خوانده بر اللَّه رسد و آن بيگانهء رانده هم بر اللَّه رسد ، و بهر دو حديث صحيح است : امّا بيگانه را مصطفى ع گفت بروايت ابو هريره و بو سعيد - يؤتى بالرجل يوم القيمة فيقول اللَّه الم اجعل لك مالا و ولدا ، و سخّرت لك الانعام و الخيل و الإبل ، و اذرك ترأس و تربع ؟ قال فيقول - بلى يا رب - قال - هل ظننت انك ملاقىّ ؟ - فيقول - لا - فيقول - اليوم انساك كما نسيتنى » - اين خطاب هيبت است كه اللَّه تعالى با شقى بصفت هيبت سخن گويد و شقى كلام حق بهيبت شنود و حق را بصفت غضب بيند ، و يك ديدار حق بصفت غضب صعب‌تر است از هزار ساله عقوبت به آتش دوزخ ، نعوذ باللّه من غضب اللَّه و سخطه . امّا بندهء مؤمن اللَّه را بصفت رضا بيند ، و سخن اللَّه بلطف و رحمت شنود ، ابن عمر گفت