عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

166

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

پسر يعقوب‌اند . و رب العالمين ايشان را در قرآن اسباط خوانده است ، چنانك عرب را قبايل گفت . و در بنى اسرائيل نبوت در يك سبط بود ، و ملك در يك سبط ، نبوت ، در فرزندان يوسف بود و ملك در فرزندان يهودا . وهب منبه گفت پنج تن از بنى اسرائيل در زير پوست نيم انار مىشدند و خوشهء انگور كه بر چوب افكنده بودند به بيست و اندكس بر مىتوانستند گرفت . و اسرائيل نام عبريست و هر نام عبرى كه بدين لفظ آيد چون جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل و شمخائيل صاحب بر آنها نماز است ، و حزقيل كه پيغامبرى است از پيغامبران بنى اسرائيل . معنى اين همه - عبد اللَّه - است . اسر - نام بنده و - ايل - نام خداوند . يا بَنِي إِسْرائِيلَ - ايشان را برخواند آن گه نعمت خود در ياد ايشان داد و گفت اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ جهودان بنى اسرائيل را ميگويد ايشان كه در عهد رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بودند اهل تورية و مقام ايشان بمدينه بود ، رب العالمين آن نواختها و نيكوئيها كه و پدران ايشان كرده است در ياد ايشان ميدهد و ميگويد اذْكُرُوا ياد داريد فراموش مكنيد آن نواخت‌ها كه در پدران شما نهادم ، هم از ايشان پيغامبران فرستادم بايشان ، و ايشان را كتاب دادم و از بهر ايشان دريا شكافتم ، تا ايشان را از دشمن برهانيدم ، زان پس جويهاى روان ايشان را از سنگ براندم و در تيه از ابر بر سر ايشان سايه افكندم - و منّ و سلوى - بى رنج ايشان را روزى دادم ، و در شب تاريك ايشان را بجاى شمع عمود نور فرستادم تا ايشان را روشنايى دادم ، اين همه نعمت و شرف پدران شما را دادم و شرف پدران شرف پسران باشد ، اكنون بشكر آن چرا فرستادهء من مصطفى را براست نداريد و او را طاعت دارى نكنيد ؟ پس از آنك در آن عهد با من كرده‌ايد پيمان واشما بسته‌ام ، و ذلك فى قوله تعالى وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا - الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ ميگويد رب العالمين از اهل تورية پيمان ستد كه فرستادهء مرا محمد براست داريد و استوارى و راستگويى و پيغام رسانى وى مردمان را پيدا كنيد و پنهان مداريد .