عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

154

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

اما سهو و غلط - اگر كسى پرسد كه در انبيا جايز است يا نه ؟ جواب آنست كه هر پيغام كه از اللَّه گزارند و هر چه از وحى حق گويند در ابتدا غلط و سهو بريشان در آن روا نيست در هيچ چيز ، كه اگر در يك چيز غلط روا باشد پس در همه محتمل بود اما هر آنچه در دلها و بر زبانها مقرر شد وجوب آن ، و ثابت گشت حكم آن ، پس از آن اگر ايشان را در آن سهو افتد يا غلطى رود جائز بود ، غير انهم لا يقرّون عليه . و الدليل على ذلك حديث ذى اليدين : - فانّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اقتصر فى احدى صلوتى النهار على ركعتين فلما ذكر تذكّر فبنى عليها حتى اتمها اربعا - لان وجوبها كان متقررا على اربع ركعات ، و لم يكن ذلك فى ابتداء ما يبلغ عن اللَّه فجاز له فيه السهو و الغلط . مسئله - اگر كسى گويد كه خوردن آدم از آن شجره بارادت حق بود و ابليس را همان ارادت بود از كجا مستوجب لعنت گشت ؟ و ارادت وى مخالف ارادت حق نبود ؟ جواب وى از دو وجه است : يكى آنست كه خالق را رسد بحجت آفريدگارى و پادشاهى كه خلق خود را عقوبت كند بى سبب معصيت ، يا عقوبت كند بسبب معصيت ، اما آن عقوبت كه بى سابقهء معصيت است - تعذيب اطفال است و بهائم و ديوانگان را كه عقل ندارند ايشان را گاهگاه تعذيب كند بگرسنگى و تشنگى و و با و بلا و غرق و حرق و امثال اين ، و ايشان را سابقهء معصيت و مقدمهء جرم نيست . و قومى را بسبب معصيت تعذيب كند چنانك در حق قومى گفت - فَكُلًّا أَخَذْنا بِذَنْبِهِ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ - و هر دو وجه از خدا راست است و عدل و در آن بيداد نه ، بيداد آن بود كه كسى كارى كند كه وى را آن كار نرسد ، يا حقى بر وى لازم است كه آن حق مىفرو گذارد ، و رب العالمين ازين هر دو پاك است و منزّه ، پس لعن و طرد ابليس نه بمقابلهء جرمى است يا از آنك مراد وى مخالف مراد حق بود يا موافق بود ، بلكه بسابقهء ازلى است و در ازل حكم كرد بشقاوت وى ، و او را برانداز درگاه خود . چنانك خلقى را گفت - « وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ » و ابليس را على الخصوص گفت - وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ و قد قال فى محكم تنزيله - لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ - جواب ديگر آنست كه ارادت ابليس موافق ارادت حق نبود در كار آدم ، كه ارادت آن بود كه آدم از آن