عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

137

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و باد كه از جانور رود نرم و نيم نرم . ربيع گفت - نامهاى فريشتگان در وى آموخت . ابن زيد گفت - نامهاى ذريّت آدم و لغتها كه در آن سخن ميگويند - عربى و پارسى و عبرانى و سريانى و غير آن ، هر لغت كه فرزند آدم در آن سخن ميگويند . ضحاك از ابن عباس گفت - اسماى اجناس بود چون مردم و پرى و چهار پاى مرغان و ددان بيابان و درختان و زمين و آسمان و مانند آن . مقاتل گفت - جانوران و جمادات را همه فرا آدم نمود كه همه آفريده بود در آن شش روز از پيش ، و آدم را از پس همه آفريد در آخر روز جمعه ، چنانك در خبرست آن گه نام يك يك وى را در آموخت و گفت - يا آدم هذا فرس و هذا بغل و هذا حمار الى آخرها - عطية بن بشر گفت - علّمه الف حرفة ثم قال - قل لاولادك ان أردتم الدّنيا فاطلبوها بهذه الحرف و لا تطلبوها بالدّين . اهل اشارت گفتند - مقتضى لفظ عموم آنست كه هر چه اسما بود آدم را در آموخت هم اسماء خالق هم اسماء مخلوقات ، پس آدم بدانستن اسماء مخلوقات از فرشتگان متميّز شد و متخصّص ، و افزونى وى بريشان پيدا شد و علم وى بنامهاى آفريدگار خود سرّى بود و متخصص و افزونى وى بريشان پيدا ، و علم وى بنامهاى آفريدگار خود سرّى بود ميان وى و ميان حق كه فريشتگان را بر آن اطلاع نبود ، پس ثمرهء علم نام مخلوق در حق آدم آن بود كه مسجود فريشتگان گشت ، و ثمرهء علم خالق آنك بمشاهدهء حق رسيد و كلام حق شنيد . ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ - پس آن مسمّيات و اشخاص را فرا فريشتگان نمود و در ميان ايشان عقلا بودند از ملائكة و انس و جن و شياطين از بهر آن گفت : ثُمَّ عَرَضَهُمْ . ابن زيد گفت - رب العالمين فرزندان آدم را از پشت آدم بيرون آورد و بفريشتگان گفت : - أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ مرا خبر كنيد كه نامهاى ايشان چيست ؟ اگر مىراست گوئيد إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ - كه از شما عالمتر كس نيافريدم . اين امر تعجيز گويند ، اللَّه تعالى خواست تا عجز ايشان بريشان پيدا شود در شناخت نامهاى آنچه مىبينند به چشم سر ، چون عاجز آيد از علم آنچه نديدند و در آنچه غيب است اوليتر كه عاجز باشند .