عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
3
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، اللَّه گويد بندهء من مرا نام نهاد و بنام نيكو خواند ، چون بنده گويد الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ - اللَّه گويد بندهء من مرا سپاس دارى كرد و از من آزادى نمود ، چون بنده گويد الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اللَّه گويد بنده من مرا ستايش نيكو و ثناى بسزا گفت - چون بنده گويد مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ - اللَّه گويد بندهء من مرا ببزرگوارى و پاكى بستود ، بندهء من پشت وا من داد ، و كار وا من گذاشت ، دانست كه بسر برندهء كار وى مائيم ، تمام كنندهء نعمت به روى مائيم ، سازندهء كار وى و روزى رساننده بوى مائيم ، ما را ميپرستد و از ما ميخواهد ، و دست نياز سوى ما برداشت كه اهْدِنَا تا آخر سوره همه بنده را دعاست ، و او راست آنچه خواست . درين خبر سورة الحمد را صلاة نام نهاد تا تنبيه بود بنده را كه نماز بى سورة الحمد درست نيست و به قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم « لا صلاة الّا بقرائة فاتحة الكتاب » . و روى « من صلّى صلاة فلم يقرأ فيها بفاتحة الكتاب فهى خداج « 1 » هى خداج غير تمام » مذهب شافعى رض آنست كه خواندن سورة الحمد در همه ركعات نماز واجب است هم بر امام و بر ماموم و بر منفرد در نماز جهرى و در نماز اسرار . و بدانك درين سورة نه ناسخ است و نه منسوخ و بعدد كوفيان صد و چهل و دو حرفست ، و بيست و نه كلمه ، و هفت آيت ، از آن هفت يكى آيت تسميت است چنان كه مذهب شافعى است و روايت بو هريره از رسول خدا و ذكر قوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « الحمد للَّه رب العالمين سبع آيات احديهنّ بسم اللَّه الرحمن الرحيم و هى السبع المثانى و هى ام القرآن و هى فاتحة الكتاب » اين خبر دليل است كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ از سورة فاتحه آيتى است و عين قرآن است ، خواندن آن در نماز واجب ، و جهر آن در نماز جهرى سنّت ، و مصطفى عليه السّلام اين سوره را درين خبر سه نام نهاد - يكى سبع مثانى ، ديگر فاتحة الكتاب ، سديگر امّ القرآن ، سبع مثانى آنست كه هفت آيت است و در هر ركعتى نماز به خواندن بوى بازگردند . و نيز گفتهاند از بهر آنك جبرئيل دو بار به آن فروآمد يك بار به مكه و يك بار بمدينه تعظيم آن را ، پس اين سورة هم مكى است و هم مدنى . و گفتهاند سبع مثانى به آن گفت كه اين امت را مستثنى است ، فلم يخرجها
--> ( 1 ) الخداج كلّ نقصان فى شىء .