عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

102

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

نه . جاى ديگر گفت وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً از زبر شما بيوراشتيم هفت آسمان ، نخست آسمان دنيا - موج مكفوف - آسمان دوم سنگ ، سيم آهن ، چهارم مس ، پنجم سيم ، ششم زر هفتم ياقوت . اين آسمانها جمله گرانبار است از بس كه در آن فريشتگان است . مصطفى عليه السّلام گفت أطّت السماء و حق لها ان تئطّ ، ما فيها موضع اربع اصابع الّا عليها ملك راكع او ساجد . » اهل آسمان دنيا بر مقام تائبان اند ، خداى را عزّ و جل بحيا و خجل پرستند كه از آن فريشتگانند كه گفتند : أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها - و در بسيط زمين تائبان امّت بمقام ايشانند . اهل آسمان دوم خداى را عزّ و جلّ بر خوف و وجل پرستند . زاهدان و ترسندگان امّت بمقام ايشانند . اهل آسمان سوم خداى را عزّ و جل بر جا و حسن الظّن پرستند ، ابرار و صالحان امّت بمقام ايشانند . و از آسمان چهارم تا به هفتم خداى را عزّ و جل به استحقاق جلال وى پرستند نه خوف و طمع خود را و نه رغبت و رهبت را ، عارفان و صدّيقان امّت بمقام ايشانند . اهل آسمان دنيا از آن روز باز كه ربّ العالمين ايشان را آفريد بر سر انگشتان پاى نشسته‌اند و اللَّه را عبادت ميكنند ، كه يك لحظه دريشان فترت نه لا يعصون اللَّه ما امرهم ، و اهل آسمان دوم در ركوع‌اند و اهل آسمان سيم در سجود ، و اهل آسمان چهارم در تشهد ، و اهل آسمان پنجم در تسبيح ، و اهل آسمان ششم در تهليل ، و اهل آسمان هفتم در تكبير . روز رستخيز با اين همه عبادت چون عظمت و جلال و كبرياء خداوند جلّ جلاله بينند گويند سبحانك ما عبدناك حق عبادتك و بالاى اين هفت آسمان دريايى است كه از قعر آن تا به روى آن پانصد ساله راهست آن هشت و عل است ، و عل گوسپند كوهى بود كه از سنب ايشان تا به زانو پانصد ساله را هست ، و بالاى ايشان عرش عظيم ربّ العالمين است جلّ جلاله و تعالت صفاته و اسماؤه . بيان ذلك فى الحديث الصحيح الذى رواه العباس بن عبد المطلب رض قال « كنت جالسا فى عصابة و رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم جالس اذ مرّت سحابة عليهم فنظروا اليها فقال رسول اللَّه هل تدرون ما اسم هذه ؟ قالوا نعم هذه السّحاب فقال رسول اللَّه و المزن قالوا و المزن فقال رسول اللَّه و العنان ، قالوا و العنان فقال رسول اللَّه كم بعد ما بين السماء و الارض ؟ قالوا - و اللَّه ما تدرى - قال فانّ بعد ما بينهما امّا واحدة و امّا اثنتان و امّا