عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

97

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ آن آتش كه هيزم آن مردم است و سنگ ، أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ بساختند آن آتش ناگرويدگان را . وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا - و شاد كن ايشان را كه بگرويدند ، وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كارهاى نيك كردند ، أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ كه ايشانراست بآخرت بهشت‌ها تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ميرود زير درختان آن جويهاى روان . كُلَّما رُزِقُوا - هر گه كه ايشان را روزى دهند ، مِنْها از آن درختها ، مِنْ ثَمَرَةٍ ميوهء رِزْقاً روزى ساخته ، قالُوا گويند ، هذَا الَّذِي رُزِقْنا اين آن ميوه است كه ما را روزى داده بودند ، مِنْ قَبْلُ ، پيش از ما در دنيا ، وَ أُتُوا بِهِ و آرند پيش ايشان آن ميوهء بهشت ، مُتَشابِهاً مانند ميوهء دنيا . بنام ، وَ لَهُمْ فِيها و ايشانراست در آن بهشت ، أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ هم جفتهاى پاك كرده ، وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ و ايشان در آن سراى جاويدانند . النوبة الثانية - يا أَيُّهَا النَّاسُ - علقمة بن مرثد شاگرد عبد اللَّه بن مسعود از ائمّة و ثقات تابعين است ميگويد - هر چه در قرآن يا أَيُّهَا النَّاسُ است خطاب اهل مكه است ، و يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خطاب اهل مدينه ، از بهر آن كه آن وقت مكه دار الشرك بود و مدينه دار الايمان ، و مدينه سراى ايمان پيش از مكه شد . و لهذا قال اللَّه عزّ و جلّ - وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ . ابن عباس گفت : - يا أَيُّهَا النَّاسُ - اينجا خطاب فريقين است ، مؤمنان و كافران : مؤمنانرا ميگويند بر ايمان و طاعت دارى پاينده باشيد ، و قدم بر جادّه اسلام و سنّت استوار داريد ، و از آن بميگرديد . و كافران را ميگويد - اللَّه را پرستيد و به يگانگى وى اقرار دهيد و او را طاعت دار باشيد ، و بدان كه ربّ العالمين اين امّت را در قرآن بپنج ندا باز خواند : - از آن سه عامّ اند و دو خاصّ - اين سه كه عام اند يكى - يا أَيُّهَا النَّاسُ - است ديگر - يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ - سديگر - يا بنى آدم - اين سه ندا از كرامت و نواخت خالىاند ، بر عموم مىخواند