عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
92
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ تا اين سخن مجانس آن باشد پس گفت : إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ - اللَّه بر همه چيز قادر است و بر همه كار توانا تا منافقان از سطوت و بأس حق بهراسند ، ميگويد بپرهيزيد از مخادعت رسول و ياران و مؤمنان ، و فرهيب ايشان مجوئيد و بترسيد از عقوبت و نقمت من كه خداوندم ، كه من هر چيز را توانندهام و با هر كاوندهء تاونده . [ يَكادُ الْبَرْقُ « 1 » استيناف ثانى است گوئيا جواب كيست كه ميگويد ما حالهم مع تلك الصّواعق ؟ و كاد گردانيدن از افعال مقاربه است ، كه وضع كردهاند از براى نزديك گردانيدن . چيز از وجود از جهت عارض شدن از سبب او ليكن موجود نباشد ، يا از جهت فقد شرط يا از جهت وجود مانع ، و عسى موضع است از براى رجا ، پس آن خبر محض است . و الخطف الاخذ بسرعة - و قرئ يخطف بكسر الطّاء و يخطّف على انه يختطف فنقلت التاء الى الخاء ثم ادغمت فى الطّاء و يخطّف بكسر الخاء لالتقاء السّاكنين و اتباع الياء لها . كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ - استيناف ثالث است گوئيا كه گفتند كه چه ميكنند ايشان با آن ربودن رعد و برق و گوش گرفتن ؟ در جواب گويند كلّما اضاء لهم الى الآخر - و اضاء اگر متعدّيست مفعولش محذوفست ، يعنى كلّما نوّر لهم ممشى اخذوه . و اگر لازم است معنى آنست كه كلّما لمع لهم مشوا فيه فى مطرح نون ، و اظلم نيز هم چنان متعدى آمده است ، منقول از ظلم اللّيل و قراءت ظلم بر بناء مفعول شاهد آنست . ] « 2 » النوبة الثالثة - وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا - الآية - اى خداوند كريم ، اى كردگار نامدار حكيم ، اى در وعد راست و در عدل پاك ، و در فضل تمام ، و در مهر قديم ، آنچه ميخواهى مىنمايى و چنانك خواهى مىآرايى . هر يك را نامى و در دل هر يك از تو نشانى
--> ( 1 ، 2 ) اين قسمت كه در بين دو قلاب [ ] گذاشته شده ايضا در نسخه ج آمده و نسخه الف آن را فاقد است - ظاهرا چنان كه گفتيم از كتابى ديگر نقل شده زيرا از سياق عبارت مصنف نيست