الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
87
الغدير ( فارسي )
او را . و دستور داد تا متعرض هيچ جزئى از اموال شخصى او كه در خانه ى او و خانه ى ديگران يافتند نشوند و اموالى كه عثمان جايزه داده بود هر جا به آنها بر بخورند يا به صاحبانش بر بخورند باز گردانند . اين خبر به عمرو بن عاص رسيد و او آن هنگام در سرزمين ايله از مناطق شام بود و از موقعى كه مردم بر سر عثمان جسته بودند وى در آن جا فرود آمده بود ، با شنيدن اين خبر به معاويه نوشت هر چه مىكنى بكن كه از هر مالى دارى پسر ابو طالب چنان تو را برهنه مىكند كه چوبدستى را از پوسته ى روى آن . و وليد بن عقبه كه قبلا يادش رفت مصادره ى شمشير و زره و شترهاى گرانبهاى عثمان را به دستور على ياد مىكند كه مىگويد : « اى هاشميان ! سلاح خواهرزاده تان را پس دهيد و تاراج نكنيد كه غنيمت گرفتن آن روا نيست اى هاشميان ! سازش ميان ما چگونه تواند باشد با آن كه زره و شترهاى گرانبهاى عثمان نزد على است هاشميان ! دوستى از شما چگونه مىشود با آن كه سلاح و اموال يغما شده ى ابن اروى ( 1 ) در ميان شماست هاشميان ! اگر اينها را به ما پس ندهيد در نزد ما ، كشندگان او با خالى كنندگان خزانه اش برابرند . برادر مرا كشتيد تا جاى او باشيد ، همان گونه كه مرزبانان خسرو به او نيرنگ زدند . » پس عبد اللَّه بن ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلب در ابياتى دراز به او پاسخ داد و از آن ميان : « از ما درباره ى شمشير او توضيح نخواهيد كه شمشير او ضايع شد و صاحب آن به هنگام ترس آن را بيفكند او را به خسرو مانند كردى و راستى هم كه مانند او بود و شيوه و سرشت و خوى او به خسرو مىمانست » گويد : مقصودش آن است كه وى هم مانند خسرو كافر بود و منصور هرگاه
--> ( 1 ) اروى نام مادر عثمان و وليد است .