الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

67

الغدير ( فارسي )

همچنان باقى ماند تا به دوزخ رفت . و در گزارشى هم آمده : عقبه بسيار با رسول نشست و برخاست داشت پس مهمانىاى ترتيب داد و رسول را نيز دعوت كرد و او ( ص ) نپذيرفت كه از غذاى او بخورد مگر كلمه ى شهادتين را بر زبان آرد او نيز چنين كرد ولى ابى بن خلف كه دوستش بود وى را نكوهيد و گفت : عقبه ! تغيير دين دادى ؟ گفت نه ولى او سوگند خورده بود - كه با آن كه در خانه ى من است - از غذاى من نخورد من نيز از او شرم داشتم و به زبان شهادت دادم ولى در قلبم شهادت ندادم او گفت : روبرو شدن من و تو حرام خواهد بود مگر آن كه محمد را ديدار كنى و به پشت گردنش بكوبى و در رويش تف كنى و به چشمش سيلى بزنى . او برفت و پيامبر را در دار الندوه در حال سجده يافت و چنان كرد وى ( ص ) گفت : تو را در خارج از مكه ديدار نكنم مگر سرت را با شمشير بردارم . و طبرى در تفسير خود مىنويسد : برخى گفته‌اند مقصود آيه از « ستمگر » همان عقبه است زيرا او پس از مسلمانى از اسلام برگشت تا ابى بن خلف را خشنود گرداند و گفته‌اند مقصود آيه از فلان نيز ابى است . و از ابن عباس روايت شده كه گفت : ابى بن خلف در نزد پيامبر حاضر مىشد پس عقبه او را از اين كار منع كرد و اين آيه فرود آمد : و روزى كه ستمگر دو دستش را مىگزد الخ و گويد مقصود آيه از ستمگر عقبه است و از فلان ابى . و مانند اين روايت از شعبى و قتاده و عثمان و مجاهد نيز گزارش شده است . كسانى كه نزول اين آيه « و روزى كه ستمگر . . . - تا : - مايه ى خذلان است » را در باره ى عقبه روايت كرده و مقصود از ستمگر را او دانسته‌اند عبارتاند از : ابن مردويه ، بو نعيم در الدلائل ، ابن منذر ، عبد الرزاق در المصنف ، ابن ابى شيبه ، ابن ابى حاتم ، فريابى ، عبد بن حميد ، سعيد بن منصور ، ابن جرير ، بر گرديد به : تفسير طبرى 19 / 6 ، تفسير بيضاوى 2 / 161 ، تفسير قرطبى 13 / 25 ، تفسير زمخشرى 2 / 226 ، تفسير ابن كثير 3 / 317 ، تفسير نيشابورى كه در حاشيه ى تفسير طبرى چاپ شده : 19 / 10 ، تفسير رازى 6 / 369 ، تفسير ابن جزى كلبى 3 / 77 ، امتاع از مقريزى ص 61 و 90 ، الدر المنثور از سيوطى 5 / 68 ، تفسير خازن 3 / 365 ، تفسير نسفى كه