الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
65
الغدير ( فارسي )
او ( ص ) كوشش داشت ابن سعد به اسناد از طريق هشام بن عروه و او از پدرش و او از عايشه آورده است كه رسول ( ص ) گفت : من ميان دو تا از بدترين همسايهها خانه داشتم يكى بو لهب و ديگرى عقبه ، سرگينهاى درون شكنبه ى حيوانات را مىآوردند و درب خانه ى من مىريختند تا آن جا كه ايشان آن چه را دور مىريختند مىآوردند و در خانهء من مىريختند ( 1 ) و ابن سعد در طبقات 1 / 185 مىنويسد كسانى كه به دشمنى و كينه ورزى با پيامبر و ياران او مىپرداختند اينان بودند : بو جهل ، بو لهب - تا آنجا كه مىرسد به : - عقبه و حكم بن ابى العاص و سپس مىنويسد چون ايشان همسايگان بودند و كسى كه دشمنى با او را به نهايت درجه رساند بو لهب بود و بو جهل و عقبه و ابن هشام در سيرة 2 / 25 مىنويسد : كسى كه پيامبر را در خانه ى خودش مىآزرد بو لهب بود و حكم بن ابى العاص و عقبه و در ج 1 ص 385 مىنويسد : ابى بن خلف با عقبه دوستى خالصانهء خوشى در ميانشان بود . عقبه با رسول ( ص ) نشسته و سخن او بشنيد و اين گزارش به گوش ابى برسيد پس به نزد عقبه شد و گفت : مگر به من نرسيده است كه تو با محمد نشسته و سخن او را شنيده اى سپس گفت : « ديگر ناروا است كه روى به روى تو بيارم و با تو سخن كنم » و سوگندى سخت برايش خورد كه اگر تو با او نشسته و سخن او را شنيده يا به نزد او نشده اى در رويش تف بينداز دشمن خدا عقبه نيز چنين كرد و خداوند اين آيه درباره ى آن دو فرستاد : روزى كه ستمگر دست به دندان مىگزد و گويد : اى كاش با رسول يك راه در پيش مىگرفتم اى واى ! كاشكى فلان را دوست خود نمىگرفتم مرا از قرآن - پس از آن كه بيامد - گمراه كرد و شيطان مايه ى خذلان آدمى است . ( 2 ) ابن مردويه و بو نعيم در الدلائل به اسنادى كه سيوطى آن را صحيح شمرده از طريق سعيد بن جبير آورده است كه ابن عباس گفت : عقبة ( 3 ) بن ابى معيط در مكه با
--> ( 1 ) طبقات ابن سعد 1 / 186 چاپ مصر ( 2 ) سورهء فرقان 28 - 29 . ( 3 ) در الدر المنثور اشتباهى روى داده و داستان به ابو معيط پدر عقبه - و نه خود او - انتساب يافته و ديگران هم كه اين قضيه را از آن كتاب نقل كردهاند - همچون شوكانى و جز او - همين خطا را تكرار كردهاند .