الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

56

الغدير ( فارسي )

من چيزى از دلائل خليفه براى اين كارهايش سردر نمىآرم - و شايد او عذرى داشته باشد و تو سرزنشش مىكنى ! - ولى اين هست كه مسلمانان روزگار خودش كه از نزديك به امور آشنا بودند و در حقائق تأمل و تعمق نموده و با نظر دقيق در آن مىنگريستند او را معذور نداشتند و آخر چگونه معذورش دارند با آن كه در برابر خود آيه ى قرآن را مىبينند كه : بدانيد كه هر چه را غنيمت برديد از چيزى ، پس پنج يك آن از آن خدا و پيغمبر و خويشان او و يتيمان و تنگدستان و در راه ماندگان است - اگر به خدا ايمان آورده‌ايد - مگر نه اين است كه دادن آن پنج يك به مروان لعنتى موجب بيرون شدن از دستور قرآن است ؟ و مگر عثمان خود همان كس نبود كه همراه با جبير بن مطعم با رسول به گفتگو پرداخت كه براى خاندان او هم سهمى از خمس تعيين كند و او نپذيرفت و تصريح كرد كه فرزندان عبد الشمس ( جد عثمان ) و نوفليان بهره اى از خمس ندارند . جبير بن مطعم گويد : چون پيامبر سهم خويشاوندان خود را ميان هاشميان و مطلبيان ( 1 ) بخش كرد من و عثمان به نزد او شديم و من گفتم : اى رسول اين هاشميان برترىشان انكاربردار نيست زيرا تو در ميان ايشان هستى و خداوند تو را از ايشان قرار داده ولى آيا تو بر آنى كه مطلبيان سهم ببرند و ما نبريم ؟ با آن كه ما و ايشان در يك مرتبه قرار داريم گفت : ايشان نه در جاهليت و نه در مسلمانى از من جدا نشدند - يا : از من جدا نشدند و جز اين نيست كه هاشميان و مطلبيان يك چيزند - سپس انگشتان خود را در يكديگر كرد - رسول از آن خمس نه چيزى ميان نوفليان بخش كرد و نه ميان زادگان عبد الشمس - با آن كه آن را ميان هاشميان و مطلبيان بخش كرد . ( 2 ) چه گران است بر خدا و رسول او كه سهم خويشان رسول را به لعنت شده و طرد شده ى او بدهند با آن كه پيامبر او و خاندانش را از خمس محروم داشته است .

--> ( 1 ) جد ايشان مطلب برادر پدر و مادرى هاشم است و مادر آن دو عاتكه دختر مره بوده ( 2 ) صحيح بخارى 5 / 28 ، الاموال از بو عبيد ص 331 ، سنن بيهقى 6 / 340 و 342 ، سنن بو داود 2 / 31 ، مسند احمد 4 / 81 ، المحلى 7 / 328 .