الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
40
الغدير ( فارسي )
آنان نيستم و بر حوض من وارد نمىشوند و كسانى كه ايشان را به دروغگوئىشان تصديق نكنند و بر ستمكارىشان يارىشان ندهند آنان از مناند و من از آنانم و بر حوض من وارد مىشوند . ( 1 ) با اين حساب ، دادن صدقات به آن اميران از روشنترين نمونههاى كمك به گناه و كينتوزى است و در قرآن آمده است : يارى دهيد يكديگر را در كار نيك و در پرهيزكارى و يارى ندهيد در گناه و كينتوزى . سورهء مائده آيهء 2 وانگهى صدقات مانند مقررىهاى مالىاى است در دارائى ثروتمندان براى گذران تهيدستان توده ، امير مؤمنان گويد : خداوند در اموال اغنياء چيزى را واجب گردانيده است كه تهيدستان را بسنده باشد پس اگر ايشان گرسنه و برهنه بمانند يا به سختى افتند براى آن است كه اغنياء حقوقى را كه بر گردن ايشان بوده ندادهاند و در آن هنگام بر خدا سزاوار است كه ايشان را به پاى حساب كشد و عذاب كند ( اموال از بو عبيد ص 595 المحلى از ابن حزم 6 / 158 و خطيب نيز آن را در تاريخ خود مرفوعا از طريق على از رسول گزارش كرده است ) روايت بالا به اين عبارت هم آمده : خداوند قوت بينوايان را در اموال اغنيا نهاده ، پس هيچ تهيدستى گرسنه نماند مگر براى آن چه دولتمندى با ( ادا نكردن ) آن بهره مندى يافته و خدا آنان را از اين ( كوتاهى ) بازخواست مىكند ( نهج البلاغه 2 / 214 ) . اين است برنامه ى صدقات در آئين پاك ما . و اين است كه دارنده ى مال را پاك و تزكيه مىكند و ننگ عقايد تباه فقرا را - كه راه آشتى را مىبندد و جويبار صافى زندگى را تيره مىسازد - از دل اجتماع مىزدايد . تازه خليفه مدعى است كه ( 2 ) پيامبر پس از گفتگو با او وعده داده بود كه حكم را بازگرداند ، كه اگر به راستى چنين وعده اى در كار بود بايد پرسيد چرا هيچكس به جز عثمان از آن مطلع نشد و چرا دو خليفه ى سابق از آن ، آگاهى نيافتند ؟ و
--> ( 1 ) مستدرك حاكم 4 / 422 ( 2 ) انساب از بلاذرى 5 / 27 ، الرياض النضرة 2 / 143 ، مرآة الجنان از يافعى 1 / 85 ، صواعق ص 68 سيرة حلبى 2 / 86 .