الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
173
الغدير ( فارسي )
و مىگويد دارايى خداست ( 1 ) . و نيز از سخنان عمر است كه گفته : شهرها شهرهاى خداست . و تنها براى شترانى كه از دارائيهاى خدا باشند بايد چراگاهها را قرق كرد و تنها در راه خدا بايستى بر آنها بار نهاد ( 2 ) . و اين هم از سخنان اوست كه گفته : دارايى ، دارايى خداست . و بندگان ، بندگان خدايند و به خدا سوگند اگر نبود چارپايانيكه در راه خدا از آنها استفاده مىشود يك زمين يك وجب در يك وجب را هم به صورت چراگاه خصوصى در نمياوردم . ( 3 ) و عمر هرگاه كه به خالد مىگذشت مىگفت : خالد ! دارايى خدا را از زير نشيمنگاهت بيرون كن ( 4 ) . و اين هم سرور ما امير مؤمنان است كه در خطبهء شقشقيه ( 5 ) مىگويد : تا هنگامى كه سومين كس از آن گروه برخاست و مانند شترى كه هر دو پهلويش از پرخورى و بسيارنوشى باد كرده ، ميان جاى خوردن و بيرون دادنش خودپسندانه به خراميدن پرداخت و فرزندان نياكانش نيز با او برخاسته و دارايى خدا را چنان مىخوردند كه شتر گياه بهارى را ريشه كن مىكند . و در يكى از سخنرانيهاى او ( ع ) مىخوانيم : اگر دارايى از آن خودم نيز بود آن را به تساوى بخش مىكردم چه رسد كه دارايى ، دارائى خداست . هان ! دادن دارايى جز در جائى كه شايستگى باشد ريخت و پاش ناروا و نابجاست ( 6 ) و در نامهء او به كار گزارش در آذربايجان مىخوانيم : ترا نمىرسد كه بازير دستان ، خود سرانه رفتار كنى و جز با دادن وثيقه ، دارايى ايشان را در معرض نابودى در آرى . در دستهاى تو دارائىاى از دارائيهاى خداوند گرامى و بزرگ است و
--> ( 1 ) الاموال از ابو عبيد ص 268 ( 2 ) الاموال از ابو عبيد ص 299 ( 3 ) الاموال از ابو عبيد ص 299 ( 4 ) برگرديد به آنچه در ج 6 ص 257 ط 1 و ص 274 ط 2 آورديم . ( 5 ) مآخذ اين سخن در ج 7 ص 82 تا ص 87 گذشت . ( 6 ) نهج البلاغه ج 1 ص 242 .