الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

168

الغدير ( فارسي )

كه چه بنشينند و چه برخيزند اماماند و نيز عمار كه پيامبر خدا ( ص ) دربارهء او گفت : عمار با حق است و حق با عمار هر كجا حق بگردد عمار نيز با او خواهد گرديد ( 1 ) و نيز بسيارى ديگر كه با اينان - در نكوهش و بد شمردن رفتار خليفه - همداستان شدند پس ابوذر در انديشهء خود تنها و تك رو نبود و هيچ گزارشى نيافته‌ايم كه برساند هيچ كس از ياران پيامبر با او ناسازگارى نموده باشد و اينك تو و برگهاى تاريخ و نامه‌هاى حديث . آرى كسانى با او ناسازگارى نمودند كه مىخواستند مال خدا را چنان بخورند كه شتران گياه بهارى را از ريشه بر مىكنند ، همانان كه از زر و سيم ، گنجها مىساختند و آن چه را بر ايشان واجب بود انفاق كنند انفاق ننموده و توده را از آن چه بايد به ايشان داد - و از منافع آن - بىبهره گردانيده و مىخواستند ناتوانان مانند گاو شخم زن باشند كه بيدادگرانه چوب بر گردنشان نهند و ايشان را با نيزه برانند و در زنجيرهاى تهيدستى و بيچارگى همچون جانورانى به بند كشند تا در برابرشان سرفرود آورده تن به بردگى ايشان دهند و آنگاه آنان از دارائى ايشان كاخهائى سر به آسمان كشيده بسازند - و پشتىهائى رديف و فرشهاى گسترده - تا دارائى خدا را يك جا بخورند و سخت بخواهند كه آن را احتكار كنند . آرى همان كسانى با او ناسازگارى نمودند كه يزيد بن قيس ارحبى در روز صفين با اين چند فراز از سخنرانىاش ايشان را شناساند : كسى از ايشان در انجمن خويش چنين و چنان مىگويد و دارائى خدا را ستانده مىگويد : در اين كار گناهى بر من نيست - كه گوئى ارث پدرش را به او داده‌اند و چگونه اين شدنى است با آن كه اين دارايى خدا است كه پس از به كار افتادن شمشيرها و نيزه‌هاى ما آن را به ما غنيمت داده است . بندگان خدا ! پيكار كنيد با گروه ستمگرانى كه بر مبنائى جز آنچه خدا فرو فرستاده است داورى و فرمانروائى مىكنند و در رفتار با ايشان از سرزنش هيچ كس باك مداريد كه ايشان اگر بر شما چيره شوند كيش و دنياى شما را به تباهى خواهند كشاند و ايشان همانانند كه شناخته و آزموده ايد

--> ( 1 ) بحث دربارهء اين حديث در جاى خود در جلد نهم به اذن خداى برتر خواهد آمد .