الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

166

الغدير ( فارسي )

داشت كه آن انحراف موجب اخلال در تشكيلات جامعه ، بر هم زدن صلح و سازش ، به راه انداختن آشوبها ، شوراندن احساسات ، لطمه به آسايش يا دور كردن مردم از بنيادهاى اسلام مىشد البته سرور ما امير مؤمنان نخستين كسى بود كه جلوى او را مىگرفت و او را از انجام نيت بدش باز مىداشت و ابوذر نيز در برابر وى بيش از اندازه اى تابع بود كه يك سايه تابع صاحبش باشد . ولى حضرت به جاى اين كار به او مىگفت : تو در راه خدا خشم گرفتى و اكنون اميد به كسى دار كه برايش خشم گرفتى و مىگفت : به خدا كه از بدرقه كردن ابوذر هيچ قصدى نداشتم مگر خشنودى خدا و به عثمان مىگفت : از كيفر خدا بپرهيز كه تو به راستى نيكمردى از مسلمانان را تبعيد كردى تا در تبعيدگاه نابود شد و امير مؤمنان نيز همان كسى است كه او را به سرسختى و دليرى در راه خدا مىشناسى و مىدانى كه او در راه خدا از سرزنش هيچ كس پروا ندارد و در هر چه بگويد و بكند او با حق است و حق با او . و نيز آيا چنان مىبينى كه پيامبر خدا ( ص ) با آن كه مىداند ابوذر در پايان كارش در ترويج مسلكى چنين نادرست جد و جهد مىكند باز هم مىپردازد به ستايش و بزرگداشت او و او را ميان جامعه به منشهائى برتر مىشناساند تا پايگاهش و الا گردد و جايگاهش در اجتماع بزرگ شود و در دلهاى نيكان جاى بگيرد و عمر نيز به حضرت ( ص ) بگويد : اى پيامبر خدا ! آيا اين مقامات عاليه را براى او بشناسيم ؟ و پاسخ مىشنود : آرى آن را براى او را بشناسيد . و بر اين بنياد ، رسول هم مىشود تأييد كنندهء تبهكارىهاى وى و بنياد نهندهء نادرستىهايش و نيك شمارندهء گمراهىهايش كه چنين امرى هم از پيامبر بزرگوار بسى دور است و كيست ستمگرتر از آنكه دروغى بر خدا ببندد كه از بىدانشى ، مردم را گمراه كند . بگو آيا نزد شما دانشى هست تا براى ما به در آريد . وقتى آن را دهان به دهان نقل مىكرديد به زبانهاى خويش چيزها مىگفتيد كه دربارهء آن ، چيزى نمىدانستيد ، نه ايشان و نه پدرانشان را دانشى دربارهء آن نيست ايشان جز از گمان پيروى نمىكنند و جز دروغ نمىگويند .