الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

154

الغدير ( فارسي )

ناگزير به ذكر آن نمايد آن را به گونه اى خرد و ناچيز مىآورد چنان كه در اين جا مىبينى آن چه را از مشهورترين برترىهاى ابوذر است ضعيف مىشمارد با آن كه خود مىداند گزارش اين خبر منحصر به راه ابن عمرو كه او ذكر كرده - و ابن سعد و ترمذى و ابن ماجه و حاكم آورده‌اند - نيست بلكه از طريق امير مؤمنان على و ابوذر و ابو درداء و جابر بن عبد اللَّه و عبد اللَّه بن عمر و ابو هريره نيز گزارش شده و ترمذى در صحيح خود 2 / 221 چندين طريق آن را صحيح شمرده است . و اسناد احمد - در مسند خود 5 / 197 - از طريق ابو درداء نيز صحيح است و همهء مردانى كه حلقه‌هاى زنجيرهء سند آناند مورد اطميناناند و چنان كه در المستدرك 3 / 342 و 4 / 480 مىبينيم حاكم اسناد خود را از طريق ابوذر و على و باز از ابوذر صحيح شمرده و ذهبى نيز داورى او را اقرار دارد . اما اسناد آن چه ابن كثير از طريق پسر عمرو آورده - به گونه اى كه مناوى در شرح جامع الصغير مىنويسد - ذهبى دربارهء آن گفته : سند آن نيكو است و هيثمى در مجمع الزوائد مىنويسد : حلقه‌هاى ميان احمد تا پسر عمرو مورد اطمينان شمرده شده‌اند و در پيرامون برخىشان اختلاف نظر هست سيوطى نيز در الجامع الصغير آن را حديثى نيكو مىخواند ، و با اين مقدمات ، آن ضعفى كه ابن كثير در آن پنداشته كجا است ؟ ديگر سخنان او نيز كه بى هيچ پروائى از درست و نادرست آن بر خامه آورده ارزش نقد و بررسى ندارد زيرا آنها را از طبرى گرفته بدون آن كه كار اخذ و اقتباس را به نيكوئى انجام داده باشد و شايد هم مىخواسته پريشانگوئى گزارشهاى او را اصلاح كند و ابرويش را كه درست نكرده چشمش را هم كور نموده و به هر حال اصل روايت از جملهء افسانه هائى است كه در ص ساختگى بودن آن را برايت روشن كرديم . كسى كه در نوشته‌هاى محدثان نيكو بيانديشد در مىيابد كه دامن كتابهاى حديث نيز از اين تبهكارىهائى كه به برخى از آنها اشاره كرديم پاك نمانده و اين است مىبينى آن چه را بايد از قلم بياندازند نگاشته‌اند و آن چه را بايد بنويسد به