الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
142
الغدير ( فارسي )
« در همين سال - سال 30 - بود كه درگيرىهاى ياد شدهء ابوذر و معاويه و تبعيد او به وسيله ى معاويه از شام به مدينه روى داد . و در مورد اين كه چرا او را از آن جا به آن جا تبعيد كرد پيشامدهاى بسيارى ياد كردهاند كه ياد كردن بيشتر آنها را ناخوش مىدارم اما كسانى كه معاويه را در كار خويش معذور مىدارند در اين باره داستانى ذكر كردهاند » پايان . چرا طبرى آن همه پيشامدهاى بسيار را رها كرده و فقط داستانى را نقل مىكند كه عذر آرندگان براى معاويه ساخته و پرداختهاند تا به وسيله ى آن ، دست آويزى براى معاويه تراشيده و خليفه را در كار خود تبرئه كنند . آرى او خوش ندارد حقايق ثابته اى را ياد كند كه اظهار آنها آبروى اين دو مرد را به خطر مىانداخته و از همان نخستين روز بگير و بيا تا روزگار كنونى سرگذشت واقعى توده ى محمديان بوده است . او پنداشته است كه اگر جلوى خامه را بگيرد و يادى از آنها نكند آنها پوشيده و پنهان خواهد ماند و ندانسته كه در گوشههاى روزگار و لابه لاى تاريخ و ميان كتابهاى حديث نكته هائى از آن بر جاى مىماند كه هم براى كسانى كه بخواهند روحيات مخالفان ابوذر را بشناسند بسنده است هم براى كسانى كه بخواهند راست در آمدن پيشگوئىهاى پيامبر بزرگوار را در داستان بوذر بدانند و معجزات او را بشناسند . سپس طبرى داستان ابوذر را به گونه اى سراپا دروغ و ساختگى آورده كه هيچ بخش آن درست نيست و همه ى فرازهايش را تاريخ صحيح و احاديثى كه همگان درستىاش را پذيرفتهاند تكذيب مىكند و براى سستى آن نيز همين بس كه سند آن بسى جاى خدشه دارد و اين هم از حلقههاى سند روايت : 1 - سرى در ج ص از ترجمه فارسى غدير گذشت كه اين نام مشترك است ميان دو تن كه هر دو به دروغگوئى و حديثسازى معروفاند 2 - شعيب بن ابراهيم اسيدى كوفى در ج ص از ترجمهء فارسى غدير قول دو تن از حافظان - ابن عدى و ذهبى - را دربارهء او آورديم كه به موجب آن اين مرد ، ناشناس و ناشناخته است . 3 - سيف بن عمر تميمى كوفى در ج ص از ترجمهء فارسى غدير