الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

126

الغدير ( فارسي )

داستان برترى او [ ابوذر ] 1 - از زبان بريده آورده‌اند كه پيامبر گفت : خدا به من دستور داده كه چهار تن را دوست بدارم و مرا آگاه كرد كه خود ايشان را دوست مىدارد : على ، بوذر ، سلمان ، مقداد اين گزارش را هم ترمذى در صحيح خود 2 / 213 آورده است و هم ابن ماجه در سنن خود 1 / 66 و هم حاكم در مستدرك 3 / 130 - كه جداگانه نيز حكم به صحت آن داده - و هم ابو نعيم در حلية 1 / 172 و هم بو عمر در استيعاب 2 / 557 و هم ابن حجر در اصابة 3 / 455 چنان كه سيوطى نيز در جامع الصغير آن را آورده و جداگانه نيز حكم به صحت آن داده و حكم او را مناوى نيز در شرح جامع الصغير تصديق كرده 2 / 215 ، و سندى در شرح سنن ابن ماجه مىنويسد : ظاهر آن است كه دستور خدا در اين مورد ، حكم واجب است و شايد هم كه مستحب باشد و در هر يك از دو صورت آن دستورى كه به پيامبر داده شده امت وى نيز بايد فرمان برند و براى مردم سزاوار چنان است كه به ويژه اين چهار تن را دوست داشته باشند . 2 - ابن هشام در سيره 4 / 179 مرفوعا آورده است كه پيامبر گفت : خدا بيامرزد ابوذر را تنها مىرود تنها مىميرد و تنها برانگيخته مىشود و ابن هشام در سيرة و ابن سعد در طبقات كبرى 4 / 170 در ضمن گزارش دفن ابوذر مىنويسند : در آن هنگام عبد اللَّه بن مسعود به آواى بلند گريست و مىگفت : راست گفت پيامبر ، تنها مىروى و تنها مىميرى و تنها بر انگيخته مىشوى . اين گزارش را بو عمر در استيعاب 1 / 83 و ابن اثير در اسد الغابه 5 / 188 و ابن حجر در اصابه 4 / 164 نيز آورده‌اند . 3 - بزار از طريق انس بن مالك مرفوعا آورده است كه پيامبر گفت : بهشت مشتاق سه كس است : على و عمار و ابوذر اين گزارش را هم هيثمى در مجمع الزوائد 9 / 330 ياد كرده و مىنويسد : اسناد آن نيكو است . 4 - بو يعلى از طريق حسين بن على آورده است كه جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و گفت : اى محمد خدا سه تن از ياران تو را دوست دارد تو هم ايشان را دوست بدار : على ، ابوذر مقداد بن الاسود . مجمع الزوائد 9 / 330