الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
93
الغدير ( فارسي )
مىنگرى مىبينى فرمانروا ، يا رانده شده اى لعنت زده است يا قورباغه اى مانند او يا تبهكارى كه قرآن پرده از روى كارش برداشته . يا آزاد شده اى دو رو يا جوانكى ستمگر يا كودكانى بيخرد . و البته خليفه در پس و پشت همه ى اينها آرزوى آن را داشت كه كليدهاى بهشت نيز به دست او باشد كه تا آخرين نفر ايشان را به آن جا داخل كند احمد در مسند 1 / 62 از طريق سالم بن ابى الجعد آورده است كه عثمان مردمى از ياران رسول ( ص ) را كه عمار بن ياسر در ميان ايشان بود بخواند و گفت من از شما پرسشى مىكنم و دوست دارم كه به من راست بگوئيد شما را به خدا سوگند آيا مىدانيد كه پيامبر ، قريش را بر ديگر مردم و بنى هاشم را بر قريش ترجيح مىداد ؟ آن گروه خاموش شدند پس عثمان گفت : اگر كليدهاى بهشت در دست من باشد به بنى اميه مىدهم كه تا آخرين نفر ايشان وارد شوند ( اسناد اين گزارش صحيح است و همه ى راويان ميانجى آن مورد اطمينان و از راويان كتابهاى صحيحاند ) گويا خليفه مىپندارد بلبشوئى كه در بخشيدن اموال به راه انداخته در آينده در آستانه ى بهشت نيز در كار خواهد بود تا همچنان كه در دنيا خاندان خود را با بخشيدن اموال كمك مىداد آن جا نيز به ايشان نعمت بخشد پس در يك روزه ى اين جهان كه خليفه با بهره مند ساختنشان - به آن گونه كه خود دوست مىداشت - ايشان را در معرض آزمايشى خرد كننده قرار داد . تا بزهكارىها و تبهكارىهاى صحنه ى وجود ايشان را ميدان تاخت و تاز گرفتند . اما در آخرت ميان ايشان و ميان بهشت ، سدى است براى آن چه از گناهان مرتكب شدند و نپندارم كه خليفه آن جا بتواند به آرزويش برسد و ما هر چند نه نظريه ى خليفه را در مسئله ى ثواب و عقاب مىدانيم و نه برداشت و تفسير او را از آياتى كه درباره ى اين دو موضوع در قرآن رسيده ، و نه عقيدهء او را در پيرامون بهشت و دوزخ و اهل آن دو ، با اين همه آيا هر مردى از ايشان طمع دارد كه به بهشت در آورده شود ؟ آيا كسانى كه كارهاى زشت پيشه كردند مىپندارند ايشان را مانند و برابر با كسانى مىنهيم كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند ؟ هرگز ! نيكان در نعمتهايند و تبهكاران در دوزخ ، و در روز سزا ، وارد آن مىشوند اصلا