الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

76

الغدير ( فارسي )

گواهى مىدهم كه تو - پيام خدا را - نيكو رساندى و يك روز هم آئينهاى بيهوده تو را به سوى خويش نكشيد تا آن گاه كه خداى من تو را خواند و تو نيز از مهرى كه با او داشتى پذيرفتى كه هر كس را دلدار بخواند سرباز نمىزند براى مردم - در كيش ايشان - جانشينى برگماشتى كه پس از تو - در ميانه - بهترين برگماشتگان بود ولى با او ناسازگارى نموده ديگرى را بر جايش نشاندند و ندانستند آبى كه از دل چشمه مىجوشد همچون آبى نيست كه ميان چاه و حوض از دلو مىچكد . و باز در همين زمينه مىگويد : اى آنكه - سوار بر شترى تيزپا - ميان را بربسته به ديدار از آرامگاه بهترين مردمان - از تازيان و جز آنان - رهسپارى ! - در ديدار از خانهء خدا - همه ى كارهاى بايسته را كه به انجام رساندى و به آرزوهائى كه داشتى دست يافتى و آرامگاه سرور ما ، برانگيختهء خدا و سرور آفريدگان - از دور و نزديك - را كه ديدار كردى به جاى من نيز بايست و او را از زبان من هم درود بگوى چنان كه گوئى من خود در آنجايم . بر آنان كه در گورستان بقيع به خاك رفته‌اند درود برسان كه من شيفته و ديوانهء كسانى از ميان آنانم دلدادگى مرا در پهنهء روزگار به آنان باز نماى و همراه با سرشگى كه بر روى دو گونه سرازير است بگوى : اى آنان كه - در دانش و كردار - راهبر آفريدگانيد و در نژاد و بنياد ، پاكيزه ترين آنان !