الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

71

الغدير ( فارسي )

‹ 12 › 9 - « خواب از بسترم گريخته و اندوه ؛ دلم را مىسوزاند در ماتم آن كه پسر زياد كشتش زندگى من با سختى مىگذرد . » 62 بيت ‹ 13 › 10 - « كاش من فداى حسين مىشدم كه در كربلا رگهاى گردنش را بريدند با چشمى شمر را مىنگرد و با چشمى پردگيان خود را ميان دو سپاه « - 106 بيت - ‹ 14 › 11 - « گريستم ولى نه براى شادابى جوانى و نه براى آنچه از آشيانه اى ويران بر جاى مانده ( 1 ) و نه براى از دست دادن زندگى پاكيزه و نه از جدائى ليلى و عذرا « - 80 بيت - ‹ 15 › 12 - « تو را كه يار گرفتم نه براى شيفتگى به روى تو بود ، از من جدائى گزين كه ديگرى در هوس تو دلباخته « - 88 بيت - ‹ 16 › 13 - « جوانى - با آن همه نيكوئى - رخت بربست جدائى از آن بر دلها گران است » 81 بيت ‹ 17 › 14 - « جوانى پر از شادابى را انگيزه اى از تو باز ستاند ، آيا هنوز هم سپيد اندامان نيكو روى را دوست دارى ؟ » - 75 بيت - در اين سخنان نيز بزرگترين پيامبران را مىستايد - كه درود آفرين خدا بر او و خاندانش - ‹ 18 › اى رانندهء ستوران راهوار ! بر آستان پيامبر برگزيده بايست .

--> ( 1 ) مايهء اين سخن با سرودهء كميت كه در ج 4 ص 9 و 10 از برگردان پارسى غدير آمد دور نمىنمايد .