الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

65

الغدير ( فارسي )

كه مهر على را توشه ى خويش گرفته تا آنگاه كه ابرى همراه با تندر غران در كار بارش و ريزش است درود خدا بر شما باد ! پايان و هم از گفته‌هاى او چكامه اى است پيرامون 92 بيت و از آن ميان . ‹ 3 › با اين كه ناگوارىها يكى بر جاى ديگرى مىنشيند و گرفتارىهاى جهان فريبنده بر سرما مىريزد چگونه توان با تندرستى زيست ؟ پايدارى بر چند گانگى سرشتها و اميد به رهائى براى مرد دشوار مىنمايد ساده ترين زندگى و آنچه اكنون هست جاى چون و چرا ندارد و آن چه مىرسد نيز دور نيست . روزگار ، دگرگونىهائى را در خود نهفته و - اگر بينديشند - در هيچ كدام از رنگها - براى دلدادگانش - بهره مندى به بار نمىآرد - آن كس كه فريب زندگى را بخورد خردمند نيست ، خردمند آن است كه در كارها بيانديشد اى ناآگاه ! مرگ ناآگاه نيست هر چه خواهى زندگى كن كه تو را مىجويد . بازيگرىات را آشكار كردى چرا كه روزگار تو با خوشبختى و درخشندگى همراه و نهال جوانى بس خرم و شاداب است چون پيش آمدهاى ناگوار فرا رسد و اهريمن پيرى بر فرشتهء جوانى چيرگى يابد كجا ياورى توانى يافت ؟ گزندهائى كه تا هنگام مرگ - چشم به راه جوانمرد است