الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

49

الغدير ( فارسي )

نه زمين هموار مىگشت ، نه آسمان بر افراشته مىشد ، نه آفتاب رخ مىنمود و نه ماه در شب چاردهم به پرتو افشانى برمىخاست . به يارى ايشان بود كه نوح چون خداى را خواند رهائى يافت ، كارش گذشت و طوفانش باز ايستاد . اگر آنان نبودند ، آتش ابراهيم خنكى و تندرستى نمىگرديد و آن شراره‌ها خاموش نمىشد . اگر آنان نبودند اندوه يعقوب به پايان نمىآمد و رنجهاى ايوب دنباله دار مىگرديد . راز آنان بود كه آهن را بر دست داود نرم كرد تا پاره‌هاى آن را به گونه اى در رشته كشيد كه انديشه را سرگردان مىدارد . و چون آن زيرانداز ؛ سليمان را به پرواز در آورد ديده اش چندان گريست تا زمين را تر كرد . به دستور آنان بر باد نرم چيره گرديد تا رفت و آمد خود را - هر كدام در يك ماه - به انجام رساند . آنان بودند راز موسى و چوبدستى او در هنگامى كه فرعون از فرمان هاى وى سرپيچيد و جادوگران را فراهم آورد . اگر آنان نبودند عيسى پسر مريم نمىتوانست ايلعازر ( 1 ) را از ميان خشتهاى گور بر پاى خيزاند . برترى و راز آنان در ميان پديده‌هاى جهان به گردش افتاد و واگير شد و در هر پيامبر ، رازى از رازهاشان جاى گرفت . من با دستيارىشان به پايگاهى بلند رسيدم تا سرفرازىام در آستانشان بسيار شد ، اگر نبودند من نيز - در ميان مردم - نامى نداشتم .

--> ( 1 ) بنگريد به انجيل يوحنا باب 11 آيهء 1 تا 46 و انجيل برنابا بخش 192 فراز 8 ، تا فراز 13 از بخش 194 . خاقانى نيز در ستايش پيامبر گفته : اى خاك درت مسيح اكبر جان در ده صد هزار عازر