الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
29
الغدير ( فارسي )
اين است كه با شمشير و نيزهء خويش پيروزى دشوار را در خيبر آسان گردانيد . با چنان زخمى مرحب را در آن نبردگاه نابود ساخت كه بارى بس گران بر دوش كافران نهاد و در رويداد خندق كه گروههاى بسيار به همدستى يكديگر هر كدام سپاهى براى سركوبى پيامبر فرستادند او بود كه پسر عبدود را به كشته اى خونين در بالاى ريگها دگرگون گردانيد در نبردگاه سخت تبوك نيز او پاى به ميان نهاد و آنان را به شمشير اراده اى كه هرگز خراش بر نمىدارد نابود ساخت ( 1 ) . آدم چون بلغزيد چنگ در دامان او زد تا پروردگار ما از وى بپذيرفت و او را برگزيده داشت و آنگاه كه رگبارى بس تند سراسر زمين را پر كرده بود ، نوح به فرخندگى او خداى را خواند تا كشتىاش به راه افتاد و به خجستگى او بود كه ابراهيم خداى را خواند تا آتش داغ و سوزان بر او سرد شد و به فرخندگى او بود كه موسى خداى را خواند تا چوبدستى
--> ( 1 ) در جنگ تبوك - و البته تنها در اين جنگ و بس - على همراه با سپاه پيامبر نبود و شايد سراينده ، گوشهء چشم به گزارشهائى دارد كه بر بنياد آنها ، چون پيامبر ديد با بيرون شدن از مدينه ، شهر تهى مىماند براى دشمنان گوناگون كه چشم به راه چنينروزى بودند تا بر پايگاه اسلام بتازند و آسيبى سخت برسانند ، پس على را در مدينه گذاشت تا در روى آشوب هائى كه زمينهء آن را چيده بودند بايستد ، دورويان و نيرنگبازان كه با ماندن على در مدينه آرزوى خود را بر باد رفته مىديدند - با نگران ساختن او از جايگاهش در دل پيامبر - وى را به رها كردن مدينه و پيوستن به او واداشتند ولى پيامبر - با سخنانى پر مهر - وى را دلگرم ساخته باز گردانيد و البته در ميان راه باز هم كسانى چند ، دامها گستردند تا گزندى به او رسانده و نابودش نمايند ولى اين هم نگرفت . و - به هر روى - سخن سراينده نبايد اين پندار را پديد آرد كه على از رزمندگان در نبردگاه تبوك بوده ، بلكه جا پاى او در پيش آمد تبوك به گونه اى است كه روشن كرديم .