الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

328

الغدير ( فارسي )

به همسرش كشته شد ؟ و چرا زندگى نامه نويسان ، آن كشتار تند و تيز را به پاى خالد گذاشته‌اند - و نه زبان كنانيان - و در سرگذشت ضرار و عبد پسر ازور مىنويسند : او كسى است كه به دستور خالد ، مالك پسر نويره را بكشت ( 1 ) و در زندگى نامهء مالك يا مىنويسند : به راستى خالد او را كشت ، يا : ضرار به دستور خالد او را در زير شكنجه كشت ( 2 ) . اينها پرسشهائى است كه چنگ زنندهء به آن بهانه ، در برابرش سرگردان مىايستد و پاسخى براى آنها نمىيابد . پيشينيان را چه بوده است كه مستى هوس بازىها آنان را در پرتگاه افكنده و شيههء خواسته‌هاى ناروا همچون باده اى خردشان را برده و آمده‌اند و دربارهء هيچ يك از گروندگان به اين آئين هيچ خويشاوندى و هيچ پيمانى را ارج نمىنهند و آنان بيدادگراناند ( 3 ) كه مىبينى اين يكى ، كسى همچون مالك را مىكشد و مردم را به تيره ترين روزها مىنشاند تا به دلخواه خويش كه آميزش با ام تميم است برسد . و يكى نيز سرور خاندان پيامبر فرمانرواى گروندگان را مىكشد تا به هوس خود در همسرى با قطام دست يابد . و دومى ( 4 ) هم ، هست و نيست گروهى از اسديان را از همه سوى به يغما برده زنى زيبا را - كه همراهانش به وى بخشيده‌اند ! مىربايد و مى . . . ! و چون گزارش كار را به خالد مىدهد او هم مىگويد : گوارايت باد ! « كه گوئى آن سپاهيان فراهم آمده بودند تا به زنان دستدرازى كنند و مرز ارج و آبروى بانوان آزاده را درهم بشكنند » و چون پيش آمد را براى عمر نوشت پاسخ داد

--> ( 1 ) ن : « الاستيعاب » ج 1 ص 338 « اسد الغابة » ج 3 ص 39 « خزانة الادب » از بغدادى ج 2 ص 9 « الاصابة » ج 2 ص 209 ( 2 ) ن : « الاصابة » ج 3 ص 357 « مرآت الجنان ائينهء نهفته‌ها » ج 1 ص 62 ( 3 ) سورهء 9 آيهء 10 ( 4 ) ن : ضرار پسر ازور ؛ همكار خالد پسر وليد است كه برنامهء او را - در جهيدن بر زنان آزاده و آبرومند - نيز پياده مىكرده است .