الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
318
الغدير ( فارسي )
ابن شهاب هم گفت مالك پسر نويره به راستى موهاى سرش پرپشت بود و چون كشته شد خالد بفرمود تا سرش را به جاى آجر زير ديگ نهادند ولى پيش از آن كه آتش به گوشه و كنار سر راه يابد آنچه در ديگ بود با نيروئى كه موها به آتش مىداد پخت . و عروه گفت متمم پسر نويره - برادر مالك - در جستجوى خون او به سراغ بوبكر آمد و درخواست كرد تا كسانى را كه از تيرهء او به بردگى گرفتهاند آزاد كنند وى چيزى در اين باره نوشت و عمر با پافشارى مىخواست كه خالد را هم بر كنار سازد و مىگفت به راستى شمشير وى با آشوب و ستم همراه است و او پاسخ داد نه عمر ! شمشيرى را كه خداوند در روى بدكيشان برهنه نموده در نيام نمىكنم .