الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

310

الغدير ( فارسي )

و گزارشى درست از پيامبر - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - رسيده كه از آدمسوزى پرهيز داد و گفت : جز پروردگار آتش كسى نيارد به آتش كيفر دهد . و گفت : به راستى كه جز خداوند نمىتواند براى كيفر دادن ، آتش را به كار گيرد . و گفت : كيفر دادن به آتش تنها در خور پروردگار آن است ( 1 ) و گفت : هر كه كيش خود را بگرداند بكشيدش ( 2 ) و گفت : مسلمانى كه گواهى مىدهد خداوندى جز خداى يگانه نيست و به راستى محمد پيك اوست ، خون وى را نمىتوان ريخت مگر به يكى از اين سه انگيزه : با داشتن زن ، روسبى بازى نمايد كه سنگسار مىشود و مردى كه بيرون شده با خداوند و برانگيختهء او پيكار كند كه او نيز كشته مىگردد يا بر سر دار مىرود يا از سرزمين توده ؛ رانده و دور مىشود ، سوم آن كه كسى را بكشد و در برابر او كشته مىشود . « سنن ابو داود » ج 2 ص 219 « مصابيح السنة » ج 2 ص 59 « مشكاة - المصابيح » ص 300 آنچه نيز فرمانرواى گروندگان - درود بر وى - با عبد اللَّه پسر سبا و ياران او كرد آدمسوزى نبود بلكه گودالهائى بر ايشان كند و هر كدام را به ديگرى راه داد آن گاه گودالها را پر از دود كرد تا - به گفتهء عمار دهنى - مردند و به گفتهء عمر و پسر دينار ، سراينده اى گفت : « مرگ هر كجا خواهد آهنگ من مىكند - هر چند در دو گودال آهنگ من ننمايد - آنگاه كه هيزم و آتشى برافروزند .

--> ( 1 ) ن : « صحيح بخارى » ج 4 ص 325 نامهء « پيكار در راه خدا » و بخش « كسى را با كيفر خداوندى نتوان كيفر داد » ، « مسند احمد » ج 3 ص 494 و ج 2 ص 207 « سنن ابو داود » ج 2 ص 219 « صحيح ترمذى » ، « سنن بيهقى » ج 9 ص 71 و 72 « مصابيح - السنة » ج 2 ص 57 و 58 ، « تيسير الوصول » ج 1 ص 236 ( 2 ) - ن : « صحيح بخارى » ج 10 ص 83 نامهء : برگشت دادن از كيش بازگشتگان ، « سنن ابو - داود » ج 2 ص 219 « مصابيح السنة » ج 2 ص 57