الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

300

الغدير ( فارسي )

امينى گويد : خواست ما از برتر ، تنها آن كس است كه همهء خوىهائى را براى رسا گردانيدن منش خويش در خود گرد آرد كه فراهم آمدن آنها در آدمى شدنى است - نه تنها برترى در يك خوى را - بر اين بنياد كسى را كه بگيريم دانشمندتر باشد در كارهاى سياسى نيز بينائى بيشترى دارد و انگيزه هائى كه آنها را تباه يا شايسته مىنمايد بهتر مىشناسد و در گرداندن آنچه شايستهء همگان است پايدارتر و هر جا پاى پيكار در ميان آيد دلاورتر و در دادرسىها استادتر و در به كار بستن دستور خدا از همه سرسختتر و به ناتوانان توده از همه مهربانتر و بر انبوه نيازمندانى كه پيرو كيشاند از همه بخشنده تر است و ماننده‌هاى اين بايستگىها و چگونگىها همه را دارد پس جائى براى آن سخن نمىماند كه پنداشته‌اند گاهى كهتران تواناتر و بيناتر و استوارترند الخ و خداوندگار پاك بايستى روزگار را از انسانى - با آن ويژگىها كه شمرديم - تهى نگذارد زيرا ما روشن كرديم كه بر انگيختن او يكى از نمونه‌هاى مهربانى است كه بر خداوند پاك بايسته است و او همتاى قرآن بزرگوار است و از يكديگر جدا نمىشوند تا در كنار حوض كوثر بر پيامبر در آيند . اين هم كه سپاهيان و جز آن از وى فرمان نبرند همانند جائى است كه دارندهء پايگاه برانگيختگى را فرمان نمىبردند كه با اين انگيزه نمىتوان كسى را كه خداوند براى برخاستن به بالاترين سرپرستىها برگماشته بر كنار كرد بلكه ديگر توده بايد شورش آنان را به همان گونه فرو نشانند كه شورش ياغيان و از كيش باز گشتگان يا كسانى را كه از ايشان مىپنداشتند ، و بايد تير ديوها را به سوى او پرتاب كنند چنان كه به سوى سركردهء خزرجيان - سعد پسر عباده - پرتاب كردند ! برداشت خليفه در پيش افكندن كهتران ، گريز ناپذير بود چون آن را تنها از اين روى پيش كشيد كه جانشينى پيامبر را براى خودش درست بنمايد و بر كسى پيش بيافتد كه خداوندگار پاك در نامهء ارجمند خود وى را پاك شمرده و جان پاكترين پيامبران دانسته ، فرمانبرى از وى را فرمانبرى از او و سرپرستى وى را سرپرستى او خوانده با دست وى كيش خود را از رسائى برخوردار گردانيده و