الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
281
الغدير ( فارسي )
بر هر چند برده اى حبشى باشد ، اگر تو را بزند شكيبائى كن و اگر ترا كارى فرمايد شكيبائى كن و اگر بهرهء تو را ببرد شكيبائى كن و اگر بر تو ستم ورزد شكيبائى كن و اگر تو را دستور به كارى داد كه انجام آن از وابستگى تو به كيش خود مىكاهد بگو مىشنوم و فرمان مىبرم و خونم را مىدهم - و نه كيش خود را - ( 1 ) با دست آويز همين سخنان بوده كه توده مىگويند اگر امام تبهكارى نمايد بر كنار نمىشود ، نووى در روشنگرى خود بر نگاشتهء مسلم كه در كنار « ارشاد السارى رهنماى راهروان » ج 8 ص 36 چاپ شده در زير حديثهائى كه از « صحيح مسلم » ياد كرديم مىنويسد : از اين گزارش چنين بايد دريافت : با كسانى كه سرپرستى كارها را بر گردن دارند در سرپرستىشان به كشمكش نپردازيد و بر آنان خرده نگيريد مگر چنان كار بسيار زشتى را از آنان ببينيد كه مىدانيد به راستى با شالودههاى اسلام ناسازگار است پس اگر چنين ديديد كارشان را ناپسند بشماريد و سخن درست را هر كجا بوديد بر زبان آريد ، ولى اينكه بر آنان بشوريد و پيكار كنيد - به برداشت همهء مسلمانان - نارواست هر چند تبهكار و بيدادگر باشند و در اين زمينه كه سخن رانديم حديثها يكى از پشت ديگرى توان آورد و سنيان همداستانند كه سلطان با تبهكارى بر كنار نمىشود - تا آن جا كه مىنويسد - اگر جانشين پيامبر به ناگهان دست به تباهى آلايد برخى گويند بايد او را بر كنار كرد مگر پاى آشوب و جنگ در ميان آيد و تودههاى سنى از فقه دانان و حديث خوانان و عقيدتشناسان گويند نبايد او را كنار زد هر چند تبهكارى و بيدادگرى نمايد و هر چه را از آن مردم است تباه گرداند كه با اين شيوه نيز بر كنار نمىشود و نبايد بر او شوريد بلكه بايد وى را اندرز و بيم دهند . امينى گويد : پس عايشه و طلحه و زبير و پيروان ايشان كه پيمان شكستند و از كيش راستين به در شدند با چه دستآويزى بر سرور ما فرمانرواى گروندگان
--> ( 1 ) ن - « سنن بيهقى » ج 8 ص 159