الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

244

الغدير ( فارسي )

انبوه دانشهاى اسلامى را مىتواند كسى بنمايد كه كار و روزگار و نشان نمايانش اين است و سرگذشت و برنامه و دانش و بازگوگرىاش آن ؟ آيا مى - توان بهانهء كسى را پذيرفت كه در اين جا به پشتيبانى خليفه برخاسته و گفته : « اين كه وى كمتر به بازگوگرى حديثها پرداخته انگيزه اش آن است كه روزگارى دراز در سمت جانشينى نبوده است . » چه پيوندى هست ميان آن كه كسى پس از پيامبر - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - زندگى كوتاهى داشته باشد با اين كه گزارشهاى او اندك بشود ؟ مگر در روزگار خود پيامبر ، كسى را از بازگوگرى گفته هايش باز مىداشتند و زبان ياران نخستين وى را بسته و تا آن گاه كه پاكترين پيامبران خود زنده بود دهان هيچكس را دوخته بودند تا از پراكندن دانشهائى - در زمينهء نامهء خداوند و گفتار پيامبر - باز بمانند ؟ ، و مگر كسانى كه گزارشهاى بسيار بازگو مىكرده‌اند كارشان را پس از مرگ او - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - آغاز نموده‌اند ؟ پس اندك بودن گزارشهاى اين مرد انگيزه اى ندارد جز همان كمى نيروى گيرنده و كوتاهى در يادگيرى و نگاهدارى ، « از كوزه همان برون تراود كه در اوست » و هر پيمانه اى چون لبالب شد لب پر مىزند . وانگهى چگونه خليفه به سادگى مىپذيرد كه گرانبار جانشينى پيامبر بر دوش او سنگينى كند و پرسشها و زمينه‌هاى پيچيده او را به ستوه آرد و او تنها به پناه اين گونه پاسخها برود كه : « كدام آسمان بر سر من سايه مىافكند . . . » ( 1 ) يا بگويد : « من با برداشت خودم در اين زمينه سخن مىگويم » يا پس از اندك روزى از جانشينى يافتنش به سخنرانى نشيند و چون مىبيند پيش آمدهاى گوناگون كار را بر او دشوار ساخته براى آنكه گريبان خود را از چنگ آنها برهاند بگويد : « من دوست داشتم كه اين جايگاه را كسى جز من بسنده باشد و شما اگر با من بخواهيد همچون پيامبرتان - درود و آفرين خدا بر وى - رفتار كنيد ، من

--> ( 1 ) برگرديد به بخش : خليفه در روزگار مسلمانى و استادى خليفه در روشنگرى قرآن