الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

211

الغدير ( فارسي )

كردم و ابن عدى گفته او از آن مردمان كوفه است كه در راه شيعيگرى ، تند مىرفتند ( 1 ) و در برترىهاى اين و آن گزارشهائى ناپسند آورده . « تهذيب التهذيب ج 5 ص 294 » و هم در زنجيرهء ياد شده مىبينيم كه اين گزارش را شعبه از زبان محمد پسر عبد الرحمن - ابو الرجال - بازگو كرده با آن كه خطيب گويد اين پندارى نادرست است زيرا شعبه چيزى از ابو الرجال گزارش نكرده ، كسانى هم كه مىگويند اين گزارش را شعبه از محمد پسر عبد الرحمن از مادرش عمرة گزارش كرده سخنى بىپايه بر زبان آورده‌اند ( چون ابو الرجال ، كنيه - نام سرپوشيده - ى همان محمد است ) . تهذيب التهذيب ج 9 ص 295 . و هم ابن حجر و عينى گويند : نزد عبد الرزاق - از معمر پسر ثابت و از قتاده و جز آن دو از زبان انس - گزارشى هست كه حاضران در آن انجمن يازده تن بودند ( 2 ) اين باده گسارى در سالى روى داد كه پيامبر مكه را گرفت و اين هنگام از كوچيدن او به مدينهء شكوه يافته هشت سال مىگذشت ، بزم آن در خانهء بو طلحه زيد پسر سهل بر پا شد و پياله گردانى با انس بود چنانچه در « صحيح بخارى » بخش تفسير آيهء خمر از سورهء مائده - آمده - نيز در « صحيح مسلم » بخش اشربه - نوشيدنىها - باب ناروا بودن باده گسارى ، و سيوطى در « الدر المنثور گوهرهاى پراكنده ج 2 ص 321 » گويد اين گزارش را عبد پسر حميد و ابو يعلى و ابن منذر و ابو الشيخ و ابن مردويه از انس آورده‌اند . احمد نيز در مسند خود - ج 3 ص 181 و 227 - آن را گزارش كرده - همچنين طبرى در تفسير خود ج 7 ص 24 ، و بيهقى در « السنن الكبرى

--> ( 1 ) اين كدام شيعى تندرو است كه گزارشى به اين گونه در بىگناه نماياندن بوبكر دارد ؟ ! آن هم در جائى كه بزرگان سنى نيز نمىتوانند از بزهكار شمردن وى چشم بپوشند ؟ ( 2 ) ن - « فتح البارى » ج 10 ص 30 و « عمدة القارى » ج 10 ص 84