الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
202
الغدير ( فارسي )
به اين بسنده نمىكرد كه بگويد : به راستى بوبكر راست رو ، سزاوارترين مردم است به آن ، او صديق ( راست رو ) است و دومين از آن دو تن و يار همراه برانگيخته خدا - درود و آفرين خدا بر وى - ( 1 ) و ( 2 ) و همچنين مغيره پسر شعبه اين سخن را رو در روى بوبكر و عمر بر زبان نمىآورد : عباس را ببينيد و براى او بهره اى در اين كار بگذاريد تا براى خود و آيندگانش بماند و به اين گونه او را از على جدا كنيد زيرا اگر عباس به شما روى آرد در برابر على در پيش مردم دستآويزى نيكو خواهيد داشت . و همچنين بوبكر و عمر و بوعبيده و مغيره شبانه بر عباس در نمىآمدند و بوبكر به وى نمىگفت : ما به سراغ تو آمديم و مىخواهيم براى تو در اين كار بهره اى بگذاريم تا براى تو و آيندگانت بماند زيرا تو عموى برانگيختهء خدا هستى . ( 3 ) و همچنين كار بوبكر به اين گونه به انجام نمىآمد كه تنها دو كس - عمرو بو عبيده - دست فرمانبرى به وى دهند يا چهار تن - آن دو با اسيد و بشير - و يا پنج كس - كه اينان همراه با سالم بردهء ابو حذيفه - چنان كه به گستردگى بيايد . همچنين سران مهاجر و انصار از اين كه دست فرمانبرى به او دهند خوددارى نمىكردند مانند : على و دو پسرش - دو دخترزادهء پيامبر - و عباس و فرزندانش از ميان هاشميان و سعد پسر عباده و فرزندان و تيرهء او و حباب پسر منذر و پيروانش ، و زبير و طلحه و سلمان و ابوذر و مقداد و خالد پسر سعيد و سعد پسر ابو وقاص و عتبه پسر ابو لهب و براء پسر عازب و ابى پسر كعب و ابو سفيان
--> ( 1 ) برگرديد به زيرنويس ص 199 ( 2 ) چنانچه در « كنز العمال ج 3 ص 140 » آمده اين گزارش را طرابلسى در « فضائل الصحابه » آورده است . ن ( 3 ) ن - « الامامة و السياسة » ج 1 ص 15 و « تاريخ اليعقوبى » ج 2 ص 103 و 104 « شرح ابن ابى الحديد » ج 1 ص 132 .