الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
مقدمة 20
الغدير ( فارسي )
ج 7 ص 75 تا 86 و « الاعلام برجستگان » از زركلى ج 2 ص 33 و « بازرگان حديث » ص 86 › 3 - پدر ابو حرب در ص 254 ، به نام اسود ياد شده با آن كه ابو الاسود درست است ( بنگريد به الغدير ج 8 ص 332 › 4 - در ص 245 مىخوانيد : « ابن سعيد گزارش كرده . . . » و به گمان من بايد ابن سعد باشد كه نام وى و نگاشته اش در پانويس آمده است . ز - شيوهء نگارش من چنين بوده كه تا مىتوانم واژههاى پارسى را به كار گيرم و هرگاه نيز به اصطلاحى ويژه برخوردم به جاى اين كه خود آن را بياورم برداشت خويش را از آن در لابه لاى سخن گنجاندم تا جائى كه واژه هائى همچون اجتهاد ، تأويل ، معجزه ، متواتر ، واحد ، مرسل ، مسند ، حسن ، محفوظ ، وحى ، منكر ، حرم ، سند و نيز نام و نشانهائى را كه نمايانندهء منش و چگونگى و پايگاه كسى است ( صديق ، صديقه ( 1 ) ، فاروق ، ثقه ، شيخ ، و . . . ) به زبان خود بر گرداندم و هر چند با اين روش كار خود را دشوار ساختم و گذشته از پى جوئى و و انديشهء خستگى آور ، فراوان پيش آمد كه براى گريز از يك واژهء تازى ، يك فراز دراز نگاشتم ، با اين همه در راه خويش پا فشردم زيرا - گذشته از دلبستگى سخت به روان و يكدست بودن نگارش - دوست داشتم خوانندگان در هر مرزى از آگاهى كه باشند - تنها با دانستن فارسى - از اين نوشتهها سود ببرند بىآنكه در برابر اصطلاحات گوناگون سرگردان شوند و براى شناسائى آنها جداگانه به اين در آن در بزنند ، البته من كار خويش را به هيچ روى تهى از كژى و كاستى نمىدانم و براى نمونه چه بسا به كار بردن پاره اى از واژههاى ناآشنا و تازه ساز پارسى زيانش از اصطلاحات پيچيدهء تازى كمتر نباشد با اين همه از پيشگاه سرور جوانمردان على ( ع ) و پيروان راستين او اميد چنان مىرود كه اين كوشش
--> ( 1 ) در برگردان پارسى اين دو واژه - راست رو - به ياد داشته باشيد كه « رو » از ريشهء رفتن است نه چهره .