الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
174
الغدير ( فارسي )
آنان بسوزاند فاطمه وى را ديده و مىگويد : پسر خطاب ! آمده اى خانه ما را بسوزانى ؟ پاسخ مىدهد آرى مگر در راهى كه مردم افتادهاند شما نيز بيفتيد ( 1 ) . و پس از آن كه مىبيند وابستگان يك دستهء سياسى ؛ به سراى خاندان وحى تاخته و به خانهء فاطمه ريختهاند ( 2 ) و جلودار ايشان نيز پس از آن كه هيزم خواسته فريادهاى بلندى برداشته است كه : به خدا سوگند خانه را بر شما خواهم سوزاند مگر بيرون بيائيد و دست فرمانبرى بدهيد . يا : « بايد بيرون بيائيد و دست فرمانبردارى بدهيد و گرنه خانه را با هر كه در آن است مىسوزانم » به او مى - گويند فاطمه در آن است ! پاسخ مىدهد : باشد ! ( 3 ) و پس از آنكه مىبيند - به گفتهء ابن شحنه - عمر به سوى خانهء على آمده تا آن را با هر كه در آن است بسوزاند و فاطمه او را مىبيند كه گويد : در راهى
--> ( 1 ) ن - « العقد الفريد » ج 2 ص 250 « تاريخ ابو الفدا » ج 1 ص 156 « اعلام النساء زنان برجسته » ج 3 ص 1207 . ( 2 ) ن - « الاموال » از ابو عبيد ص 131 « الامامة و السياسة » از ابن قتيبه ج 1 ص 18 - « تاريخ طبرى » ج 4 ص 52 « مروج الذهب چمنزارهاى زرين » ج 1 ص 414 - « العقد الفريد » ج 2 ص 254 « تاريخ اليعقوبى ج 2 ص 105 » . مترجم گويد : اين كه « الامامة و السياسة » از ابن قتيبه باشد جاى چون و چرا است زيرا در لابلاى آن ، گزارشهائى از زبان دو تن از دانشمندان بزرگ مصر آمده با اين كه ابن قتيبه به مصر نرفته بود تا چيزى از مردم آن سامان فرا گيرد پس درستتر آن است كه بگوئيم اين نگارش به خامهء كسى از مراكشيان يا مصريان همروزگار با ابن قتيبه است كه هر چند شناخته نشده ، باز هم سنى بودن او را از نوشته اش مىتوان دريافت و جاى آن ندارد كه كسى بگويد چرا در خرده گيرى از بوبكر و عمر ، انگشت بر نگاشته او مىگذاريد . ( بنگريد به « لغت نامه » از دهخدا ج 1 ص 339 و فرهنگنامهء پارسى از سعيد نفيسى ج 1 ص 620 و « الاعلام برجستگان » از زركلى ج 4 ص 280 و « دائرة المعارف الاسلامية » ج 1 ص 262 و زيرنويس « تطهير الجنان پاكسازى دلها » از ابن حجر به خامهء عبد الوهاب عبد اللطيف ص 44 ) ( 3 ) ن - « تاريخ طبرى » ج 3 ص 198 « الامامة و السياسة » ج 1 ص 13 « شرح ابن ابى الحديد » ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 « اعلام النساء » ج 3 ص 1205 .