الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

153

الغدير ( فارسي )

دور است كه اميدواران از جوانمردىهاى شما بىبهره مانند و پناه خواهان ، ناارجمندانه از آستان شما باز گردند آيا برسى از لغزشهايش بهراسد ؟ با اينكه دوستى شما را برتر از نزديكان و خويشان خود مىشمارد ؟ ارمغانى از درودها به سوى شما پيوسته باد ! كه به يارى شما و از دست شما از گرفتارىها رهائى مىيابم درود خدا بر شما باد ! و تا كى ؟ تا يك جاندار مىجنبد و نرم بادهاى بامداد در وزيدن است . » و هم از او است كه گويد : ‹ 38 › « سوگند به آن كس كه ريختن خونم را روا شناخت و گرفتارى را ويژهء دوستداران گردانيد ( 1 ) ‹ 39 › كه اگر در راه او بادهء مرگ بنوشم دل من هرگز به پياله گردانش « نه » نخواهد گفت ( 2 )

--> ( 1 ) در گفته‌هاى پيشوايان آمده : « دوستدارى همراه است با دشوارىهاى نزار كننده » و نيز : « گرفتارى را بر سر پيامبران مىفرستند سپس بر سر دوستان خدا و آنگاه يكى پس از ديگرى بر سر مردمى كه هر كدام - از آن كه به دنبالش مىآيد - بزرگوارتر است » ( بنگريد به « كافى » حديثهائى بسيار در باب 106 ) : هر كه در اين بزم مقربتر است جام بلا بيشترش مىدهند ( 2 ) ديشب ز سر صدق و صفاى دل من در ميكده آن هوشرباى دل من جامى به كفم داد كه بستان و بنوش گفتم نخورم گفت براى دل من