الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

148

الغدير ( فارسي )

چه شد كه فروغ راهنمائى و كيش ما در تاريكى روى نهفت ؟ برادركم ! تو پناهگاهى براى بيوه زنان بودى اى پناهگاه پدر مردگان و درياى بخشندگى و بزرگوارى ! اى سرپرست من ! آيا مىبينى كه پس از تو پدر مردگان گرفتار درد و نزارى و بيمارىاند ( 1 ) ؟ اى يگانه كس من ! اى فرزند مادرم ! اى حسين ! دشمنان به خواسته‌ها و آرزوهاشان رسيدند دلهاشان كه از كينه مىجوشيد خنك شد و آنچه را در درون پنهان مىداشتند آشكار كردند دلسوز ما كجا است ؟ برادر كه از ما جدائى گزيد همراهان بيدادگرى مىنمايند و روزگار در پريشان كردن ما به يكدندگى افتاده . سرپرست ما درگذشت و شيرمرد روى نهان داشت و كفتارهاى لنگ پيش افتاده‌اند و با گرسنگى بر سر شير بچگان مىتازند - فرياد بر مىدارد و از برانگيختهء خدا پناه مىخواهد : - ( اى نياى ما ! كجا رفت آن سفارشها كه دربارهء نزديكانت كردى ؟ اى نياى ما ! چه شود كه اندوهناكانه ديده بگشائى و خاندان تابناكت را بنگرى كه پس از آن ارجمندى و آبرودارى از ميهن خويش در بدر شده‌اند ، به آنان زور مىگويند و همه داغدار و گرفتار و سرگردان و خون آلود . پس از آن همه شكوه ، برده وار به بالاى اشتران سوارشان كرده‌اند كه گوئى پرستاران يابنديان رومىاند اين بازماندهء خاندان خداوند و سرور مردمان زمين

--> ( 1 ) واژهء ناپسند مذلة را كه در خود سروده بود نديده گرفتم